اذهان را آلوده كرد - از او برگردانند ، زيرا مىدانستند كه نسبتهاى ديگر در افكار مشركان بىنظر و سادهلوح تأثيرى نخواهد بخشيد . از اينرو ، ناگزير شدند كه در تكذيب دعوت آن حضرت بگويند كه منشأ دعاوى وى خيالها و افكار جنونآميزى است كه با صفات زهد و درستكارى او منافاتى نداشته باشد و در اشاعهء اين نسبت رياكارانه رنگها ساخته و نيرنگها پرداختند .
از فرط رياكارى ، موقع تهمت زدن قيافهء پاكدامنى به خود گرفته ، مطلب را به صورت شك و ترديد اظهار مىكردند و مىگفتند :
أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ
« 1 » ؛ به خدا افترا بسته و يا جنون دامنگير او شده است .
اين همان شيوهء شيطانى است كه دشمنان حقيقت ، پيوسته در موقع تكذيب شخصيتهاى بزرگ و مصلح اجتماع به كار مىبرند . قرآن نيز خبر مىدهد كه اين شيوهء نكوهيده ، مخصوص افراد عصر رسالت نيست ، بلكه معاندان عصرهاى گذشته نيز ، در تكذيب پيامبران الهى همين حربه را به كار مىبردند . چنان كه مىفرمايد :
همچنين بر امّتهاى پيشين ، هيچ پيامبرى برانگيخته نشد ، مگر اينكه گفتند جادوگر يا ديوانه است ، آيا يكديگر را به گفتن اين سخن سفارش كرده بودند [ نه ] ، بلكه آنها گروهى سركشند . « 2 »
اناجيل كنونى نيز تذكر مىدهد ، وقتى كه حضرت مسيح ، يهود را پند داد ، گفتند : در او شيطان است و هذيان مىگويد چرا به حرفهاى او گوش مىدهيد ؟ « 3 »
به طور مسلم ، هرگاه « قريش » مىتوانستند غير از اينها ، تهمت ديگرى بزنند ،
هامش
( 1 ) . سبا ( 34 ) آيه 8 .
( 2 ) .كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ، . أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ« ذاريات ( 51 ) آيه 52 - 53 » .
( 3 ) . خلاصه بيانات استاد تفسير و كلام ، مرحوم آية اللّه بلاغى ، در پاسخ پرسش دانشمند گرانمايه واعظ چرندابى ( انجيل يوحنا - باب 10 ، فقرهء 20 و باب - 7 ، فقره 48 و 52 ) .