تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
سران بنى هاشم را دعوت نموده و تصميم گرفت در ضمن پذيرايى از مهمانان راز نهفته را آشكار سازد ، ولى متأسفانه پس از صرف غذا پيش از آن‌كه او سخن آغاز كند ، يكى از عموهاى وى ( ابو لهب ) با سخنان سبك و بىاساس خود ، آمادگى مجلس را براى طرح موضوع رسالت از بين برد . پيامبر مصلحت ديد كه طرح موضوع را به فردا موكول سازد ؛ سپس فردا برنامهء خود را تكرار كرده و با ترتيب يك ضيافت ديگر ، پس از صرف غذا روبه سران فاميل نمود و سخن خود را با ستايش خدا و اعتراف به يگانگى وى آغاز كرد و چنين فرمود : به راستى هيچ‌گاه راهنماى يك جمعيّت به كسان خود دروغ نمىگويد ؛ به خدايى كه جز او خداوندى نيست ، من فرستادهء خدا به سوى شما و به عموم جهانيان هستم ؛ هان ! اى خويشاوندان من ، شما بسان خفتگان مىميريد و همانند بيداران ، زنده مىگرديد و طبق كردار خود مجازات مىشويد و اين بهشت دائمى خدا است [ براى نيكوكاران ] و دوزخ هميشگى او است [ براى بدكاران ] . « 1 » سپس افزود : هيچ كس از مردم براى كسان خود چيزى بهتر از آنچه من براى شما آورده‌ام ، نياورده است . من براى شما خير دنيا و آخرت را آورده‌ام ، خدايم به من فرمان داده كه شما را به جانب او بخوانم . كدام يك از شما پشتيبان من خواهد بود ، تا برادر و وصى و جانشين من ميان شما باشد . « 2 » وقتى سخنان آن حضرت به اينجا رسيد ، سكوت مطلق همهء مجلس را فراگرفت و هر كدام از آن‌ها در بزرگى مقصد و سرانجام كار خود در درياى فكر فرو رفت . يك مرتبه على عليه السّلام كه آن روز جوانى پانزده‌ساله بود ، سكوت مجلس را درهم شكست و برخاست و با يك لحن تند عرض كرد : اى پيامبر خدا من آمادهء پشتيبانى از شما هستم .
هامش
( 1 ) . إنّ الرّائد لا يكذب أهله ، و اللّه الّذي لا إله إلّا هو أنّي رسول اللّه إليكم خاصّة ، و إلى النّاس عامّة ، و اللّه لتموتنّ كما تنامون ، و لتبعثنّ كما تستيقظون ، و لتحاسبنّ بما تعلمون ، و إنّها الجنّة أبدا و النّار أبدا . « سيرهء حلبى ، ج 1 ، ص 321 » . ( 2 ) . فأيّكم يوازرني على هذا الأمر على ان يكون أخي و وصيّي و خليفتى فيكم .