را متوجه گهواره كرد . كه پاسخ پرسش خود را از او دريابند . « عيسى » با كمال فصاحت و متانت آنان را با جملههاى زير مخاطب ساخت :
من بندهء خدايم ، كتاب به من داده و مرا از پيامبران قرار داده است و هركجا باشم مرا با بركت ساخته و تا زندهام ، نماز و زكات را به من سفارش كرده است . « 1 »
فرزند « مريم » اصول و فروع دين خود را در دوران كودكى و شيرخوارگى براى ما مردم روشن مىكند و بندگى و پيروى خود را از آيين خداپرستى ، به رخ مردم مىكشد .
حالا ما وجدان شما را گواه مىگيريم ؛ جايى كه « يحيى » و « عيسى » - عليهما السلام - از دوران صباوت و شيرخوارگى ، از صميم دل مؤمن باشند و حقيقت فطرت را بر زبان جارى سازند ، در اين صورت مىتوان گفت : يگانه رهبر جهانيان ، شريفترين مردم جهان ، تا چهل سالگى داراى ايمان نبوده ، با اينكه او هنگام نزول « وحى » در كوه « حرا » مشغول راز و نياز بوده است .
هامش
( 1 ) .إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ . وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا ، وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا« مريم ( 19 ) آيه 30 - 31 » .