تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
خداپرست بودند . به ياد داريد كه در موقع حمله سپاه پيل ، عبد المطلب حلقهء كعبه را به دست گرفت و با خداى خود ، بسان يك موحد به مناجات پرداخت و گفت : خدايا جز تو به كسى اميدوار نيستم . . . همچنين ، ابو طالب در مواقع قحطى و خشك‌سالى ، برادرزادهء خود را به مصلا مىبرد و خدا را به مقام او سوگند مىداد و باران مىطلبيد و در اين مورد اشعار معروفى دارد كه در كتاب‌هاى تاريخ وارد شده است . حتّى پيامبر ، خود هنگام مذاكره با بحيرا راهب « بصرى » تنفر خود را به بت‌هاى معروف عرب اظهار كرد . آنجا كه راهب ، رو به او كرد و گفت : تو را سوگند مىدهم به حقّ « لات و عزّى » مرا از آنچه كه مىپرسم ، پاسخ‌گو . رسول گرامى بر او پرخاش كرد و گفت : هرگز مرا به « لات و عزّى » سوگند مده . چيزى در جهان نزد من مانند پرستش آن دو مبغوض نيست . آن‌گاه راهب گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم از آنچه كه من سؤال مىكنم مرا آگاه كن . رسول گرامى فرمود : آنچه مىخواهى بپرس . « 1 » همهء اين‌ها گواهى مىدهد كه رسول گرامى و پسران خاندان عبد المطلب ، همگى خداپرست و موحد بوده‌اند و بهترين گواه بر يكتاپرستى او ، همان اعتكاف او قبل از بعثت در غار « حراء » است . سيره‌نويسان ، همگى اتفاق نظر دارند كه رسول گرامى ، سالى چند ماه در غار « حراء » به عبادت خدا مىپرداخت . امير مؤمنان در اين مورد مىفرمايد : و لقد كان يجاور في كلّ سنة بحراء . فأراه و لا يراه غيري « 2 » ؛ پيامبر در هر سال ، در كوه حرا اقامت مىگزيد ؛ من او را مىديدم و جز من كسى او را نمىديد . حتّى روزى را كه او به رسالت الهى مبعوث شد ، در خود غار مشغول عبادت بود . امير مؤمنان دربارهء اين بخش از زندگى پيامبر چنين مىفرمايد : از روزى كه پيامبر از شير بازگرفته شد ، خداوند بزرگ‌ترين فرشته را براى تربيت او
هامش
( 1 ) . تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 258 . ( 2 ) . نهج البلاغه عبده ، خطبهء 190 و فيض الاسلام ، ص 775 .