براى تنظيم برنامهء اجتماع و تقليل مفاسدى كه اثر مستقيم اجتماعى بودن انسان است ، مربيانى اعزام كند تا با مشعل فروزان « وحى » اجتماع را به راه راست - كه سعادت همهجانبهء آنان را تضمين مىنمايد - بكشانند .
جاى گفتوگو نيست كه زندگى اجتماعى در عين سودمند بودن ، مفاسدى را نيز دربردارد و انحرافهاى فراوانى را به دنبال مىآورد . به همين دليل ، خداى بزرگ مربيانى را اعزام كرد كه در حد امكان از انحرافها و كجروىها بكاهند و با تنظيم قوانين روشن ، چرخهاى اجتماع را در يك مسير صحيح به راه اندازند . « 1 »
نقش پيامبران در اصلاح اجتماع
معمولا چنين تصور مىشود كه پيامبران ، آموزگاران الهىاند كه براى تعليم و آموزش مردم برانگيخته شدهاند . همانطور كه كودك در سير تحصيلى خود در دبستان ، دبيرستان ، دانشكده ، دانشگاه از آموزگاران ، دبيران و استادان مطالبى را فرا مىگيرد ؛ همچنين ، مردم در مكتب انبيا مسائلى را فرامىگيرند و به موازات تعاليم پيامبران ، اخلاق و روشهاى اجتماعى آنان رو به تكامل مىگذارد .
اين سخن هر چند صحيح است ، ولى از جهتى مىتوان گفت كه پيامبران مربيان مردمند و وظيفهء اساسى آنان تربيت مردم است نه تعليم آنان و اساس شريعت آنان سخن تازه و ارمغان نوى نيست و هرگاه براى فطرت انحرافهايى پيش نيامده بود و پردههاى جهل و نادانى ، روى آن سايه نيفكنده بود ، خلاصهء آيين الهى ، روشن مىگشت .
هامش
( 1 ) . اين مطلب به طور روشن از آيهء زير استفاده مىشود :كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ( بقره ( 2 ) آيه 212 ) : مردم يك گروه بودند پس خدا پيامبران را برانگيخت ، در حالى كه مژده دهنده و بيم رسان بودند و همراه آنها كتاب فرستاد تا ميان مردم در آنچه كه در آن اختلاف دارند حكم كنند .
براى توضيح بيشتر دربارهء لزوم بعثت پيامبران آسمانى ، به كتاب رسالت جهانى پيامبران اثر نگارنده مراجع بفرماييد .