تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
زنده را بر عهده دارند ، به نحو احسن انجام وظيفه مىكنند . اگر كمى قدم فراتر نهيد و دستگاه شگفت‌انگيز عالم جانداران را در نظر بگيريد ، خواهيد ديد كه با عواملى مجهز گرديده كه آن را به سرحد كمال مىرساند . هرگاه ما بخواهيم اين موضوع را در قالب مسائل علمى بريزيم ، بايد گفت : « هدايت تكوينى » كه نعمت و فضل عمومى دستگاه آفرينش است ، شامل حال تمام موجودات جهان اعم از نبات ، حيوان و انسان است . قرآن ، اين راهنمايى تكوينى را جملهء
الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
؛ هر موجودى را آفريده و راه زندگى را به او آموخت ، بيان كرده و مىرساند كه تمام موجودات جهان ، از « اتم » تا كهكشان از اين فيض عمومى بهره‌مند مىباشند و خداوند پس از تقدير و اندازه‌گيرى موجود ، راه تكامل و پرورش را نشان داده و عواملى را براى تربيت و پيش روى هر يك به كار برده است . اين همان « هدايت عمومى تكوينى » است كه بدون استثنا در جهان خلقت حكم فرما است . آيا همين هدايت فطرى و تكوينى براى موجودى مثل انسان - كه گل سرسبد موجودات است - كافى مىباشد ؟ به طور مسلم ، چنين نيست ؟ زيرا انسان غير از زندگى مادى ، زندگانى ديگرى دارد كه اساس حيات واقعى او را تشكيل مىدهد ؛ هرگاه انسان مانند جهان نباتات و حيوانات فقط يك زندگانى مادى و خشكى داشته باشد ، عوامل مادى براى تكامل او كافى است . در صورتى كه انسان ، دو نوع زندگانى دارد كه تكامل هر دو ، رمز سعادت و تعالى اوست . انسان سادهء نخستين غارنشين پاك فطرت كه كوچك‌ترين انحرافى در خلقت او رخ نداده بود ، به اندازهء انسان اجتماعى نياز به تربيت نداشت ، ولى هنگامى كه بشر گام فراتر نهاد و زندگى دسته جمعى آغاز كرد و فكر تعاون و همكارى در زندگىاش حكم فرما شد ؛ انحراف‌هايى - كه لازمه تصادمات و برخوردهاى اجتماعى است - در روح او پديد آمد و خوىهاى زشت و افكار غلط ، افكار فطرى را عوض كرده و اجتماع را از توازن و تعادل ، بيرون برد . اين انحراف‌ها ، خالق جهان را بر آن داشت كه