تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
الگوى شجاعت و ادب ، اكبر * در دانهء فاطمى نسب ، اكبر
فرزند يقين ز نسل ايمان بود * پروردهء دامن كريمان بود
آن يوسف حسن ، ماه كنعانى * در خلق و خصال ، احمد ثانى
آن شاهد بزم ، سرو قامت بود * دريا دل و كوه استقامت بود
آن دم كه لباس رزم مىپوشيد * از كوثر عشق ، جرعه مىنوشيد
از فرط عطش فتاده بود از تاب * گرديد ز دست جد خود سيراب
در راه خدا ذبيح دين گرديد * بر حلقهء عاشقان نگين گرديد
داغش كمر حسين را بشكست * با خون سرش حناى خونين بست
ديباچهء داستان حق ، اكبر * قربانى آستان حق ، اكبر « 1 »
- شبه پيغمبر ، قبر شش گوشه

على الإسلام السّلام

سخنى بود كه سيد الشهدا « ع » پس از امتناع از بيعت با يزيد و بيرون آمدن از پيش والى مدينه فرمود . مروان ، فرداى آن شب ، امام حسين « ع » را ديد و به وى پيشنهاد كرد كه با يزيد بيعت كند و آن را به نفع دين و دنياى امام دانست . حضرت در پاسخ او چنين گفت : « انّا لله و انّا اليه راجعون و على الإسلام السّلام اذ قد بليت الامّة براع مثل يزيد و لقد سمعت جدّى رسول الله « ص » يقول : الخلافة محرّمة على آل ابى سفيان » . « 2 » يعنى بر اسلام ، سلام باد ، بايد فاتحهء اسلام را خواند و با اسلام خداحافظى كرد ، آنگاه كه والى مسلمانان كسى همچون يزيد باشد . از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود خلافت بر آل ابو سفيان حرام است . امام ، با ادامهء سلطهء امويان بر مقدّرات مسلمين و بازى با دين خدا ، تباه شدن دستاوردهاى وحى را عيان مىديد . با توجّه به اينكه رسم عرب بر اين است كه هنگام خداحافظى و وداع هم سلام مىدهد ، رابطهء سخن فوق روشن مىگردد . - سلام وداع

علىّ اوسط - زين العابدين « ع »

علىّ بن الحسين - زين العابدين « ع »

عمّار بن ابى سلامهء دالانى

از شهداى كربلا . اهل كوفه بود ، محضر رسول خدا « ع » را نيز درك كرده و از اصحاب
هامش
( 1 ) - از نويسنده . ( 2 ) - لهوف ، ص 11 ، سوگنامهء آل محمد ، ص 116 ( به نقل از مثير الأحزان ) ، عوالم ( امام حسين ) ، ص 175 .