آشنا مىشوند . فراز و نشيبهاى زيادى بر سوگوارى بر خامس آل عبا گذشته است و هرگاه كه شيعيان ، قدرت و حكومتى يافتهاند ، در ترويج و توسعهء آن كوشيدهاند . « در زمان پادشاهى آل بويه ، در دههء اوّل محرّم ، شيعيان به عزادارى حضرت سيّد الشهدا قيام نمودند . . . معز الدّوله ، اولين كسى است كه فرمان داد كه مردم بغداد در دههء اوّل محرّم ، سياه بپوشند و بازارها را سياهپوش كنند و به مراسم تعزيهدارى حضرت سيد الشهدا قيام نمايند . بستن دكانها و منع طبّاخى و تعطيل عمومى در روز عاشورا از طرف معزّ الدّوله ديلمى در شهر بغداد به عمل آمد و تا اوايل سلطنت سلسلهء سلجوقى در آن شهر معمول بود . اين مراسم تا انقراض دولت ديالمه در تمام كشورهاى اسلامى قلمرو آنها مرسوم و برقرار بوده است . » « 1 »
رمز جاودانگى نهضت حسينى نيز همين احيا و زنده نگهداشتن و تعظيم شعائر بوده است . امام خمينى « قدس سرّه » فرمود : « الان هزار و چهارصد سال است كه با اين منبرها ، با اين روضهها و با اين مصيبتها و با اين سينهزنيها ، ما را حفظ كردهاند ، تا حالا آوردهاند اسلام را . . . هر مكتبى تا پايش سينه زن نباشد ، تا پايش گريه كن نباشد ، تا پايش سر و سينه زن نباشد ، حفظ نمىشود . . . ما بايد براى يك شهيدى كه از دستمان مىرود ، علم بپاكنيم ، نوحهخوانى كنيم ، گريه كنيم ، فرياد كنيم . . . » . « 2 » برپايى عزا براى سيد الشهدا ، نوعى اعتراض به ظالمان و حمايت از مظلوم است . اشك ريختن در سوگ ابا عبد الله « ع » ، عامل تقويت حسّ عدالتخواهى و انتقامجويى از ستمگران و زمينهسازى براى تجمّع نيروهاى پيرو حسين « ع » در خطّ دفاع از حق است . عزادارى براى شهيد ، انتقال فرهنگ « شهادت » به نسلهاى آينده است . به تعبير شهيد مطهّرى : « در شرايط خشن يزيدى ، در حزب حسينيها شركت كردن و تظاهر به گريه كردن بر شهدا ، نوعى اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه باطل و در حقيقت ، نوعى از خودگذشتگى است . اينجاست كه عزادارى حسين بن على « ع » يك حركت است ، يك موج است ، يك مبارزهء اجتماعى است . » « 3 » عزادارى ، سبب مىشود كه شور و عاطفه ، از شعور و شناخت برخوردار گردد و ايمان را در ذهن جامعهء هوادار ، زنده نگهدارد و « مكتب عاشورا » بعنوان يك فكر سازنده
هامش
( 1 ) - موسيقى مذهبى ايران ، حسن مشحون ، ص 4 .
( 2 ) - صحيفهء نور ، ج 8 ، ص 69 و 70 .
( 3 ) - نهضتهاى اسلامى صد سالهء اخير ، شهيد مرتضى مطهّرى ، ص 89 .