مرگ ، به پايان يافتن خويش كمك كرده باشد . مرگ سرخ و شهادت ، نوع كماليافتهترى از حيات است . امام حسين « ع » با علم به شهادت در حادثهء كربلا به آن قربانگاه رفت ، تا در سايهء شهادتش ، اسلام زنده بماند و حق ، حيات يابد . اين ، هدفى است ارزشمند كه مىسزد چون حسين « ع » هم قربانى آن گردد . سيد الشهدا « ع » اين راه را برگزيد و آن را پيش پاى بشريّت گشود و روندگان اين صراط جاودانه ، همه شاگردان مكتب عاشورايند .
تو اسوهء شهادتى ، معلّم شهامتى * خوشا كسى كه پا نهد به مكتب ولاى تو
اصحاب امام حسين « ع » نيز در شب عاشورا ، يك به يك برخاسته ، اين روحيه را ابراز مىداشتند و از مرگ ، هراسى در دلشان نبود . على اكبر « ع » هم در مسير راه كربلا ، وقتى كلمهء استرجاع را از زبان امام حسين « ع » شنيد و حضرت خبر از آيندهء شهادتآميز داد ، پرسيد : « أ لسنا على الحقّ ؟ » مگر بر حق نيستيم ؟ فرمود : آرى . على اكبر گفت : « يا ابة لا نبالى بالموت » پس چه ترسى از مرگ ؟ « 1 » حضرت قاسم هم شب عاشورا وقتى از امام پرسيد كه آيا من نيز كشته خواهم شد ؟ و امام پرسيد : مرگ در نظرت چگونه است ؟ پاسخ داد :
شيرينتر از عسل ( احلى من العسل ) . « 2 »
اينها همه نشان دهندهء اين روحيه و انديشه است كه مرگ در راه عقيده و شهادت در راه خدا ، آرزوى قلبى وارستگانى است كه رشتهء تعلّقات دنيوى را بريده و به حيات برين و رزق الهى در سايهء شهادت دل بستهاند . در اشعارى هم كه امام حسين « ع » روز عاشورا يا قبل از آن روز مىخواند ، اين مفهوم مطرح بود . از جمله :
و ان يكن الأبدان للموت انشأت * فقتل امرئ بالسّيف فى الله افضل
و نيز در رجزهاى آن حضرت ، مرگ را بر زندگى ذلّت بار ترجيح دادن مىدرخشد :
« الموت اولى من ركوب العار » . « 3 » حضرت زينب « ع » در خطبهاش در مجلس يزيد ، بر اين شهادتها افتخار مىكند : « . . . فالحمد لله ربّ العالمين الّذى ختم لأوّلنا بالسّعادة و المغفرة و لآخرنا بالشهادة و الرّحمة » . « 4 » حضرت سجاد « ع » نيز در برابر تهديدى كه ابن زياد كرد كه آن حضرت را بكشند ، فرمود : « أ بالقتل تهدّدنى يا بن زياد ؟ اما علمت انّ القتل لنا عادة و كرامتنا
هامش
( 1 ) - حياة الإمام الحسين ، ج 3 ، ص 73 ، لهوف ، ص 26 .
( 2 ) - اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 204 .
( 3 ) - كشف الغمّه ، ج 2 ، ص 32 .
( 4 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 135 .