در دوران سيد الشهدا ، شرايطى پيش آمده بود كه جز با حماسهء شهادت ، بيدارى امّت فراهم نمىشد و جز با خون عزيزترين انسانها ، نهال دين خدا جان نمىگرفت . اين بود كه امام و اصحاب شهيدش ، عاشقانه و آگاهانه به استقبال شمشيرها و نيزهها رفتند تا با مرگ خونين خويش ، طراوت و سرسبزى اسلام را تأمين و تضمين كنند و اين سنّت ، همچنان در تاريخ باقى ماند و « شهادت » ، درس بزرگ و ماندگار عاشورا براى همهء نسلها و عصرها گشت . به فرمودهء امام خمينى « قدس سرّه » : « خط سرخ شهادت ، خطّ آل محمّد و على است و اين افتخار از خاندان نبوّت و ولايت به ذرّيهء طيّبهء آن بزرگواران و به پيروان خطّ آنان به ارث رسيده است » . « 1 » كسى مىتواند به اين جايگاه رسد ، كه رشتههاى علايق جسمانى و حيات مادّى را گسسته باشد و عشق به حيات برتر ، او را مشتاق شهادت سازد .
گذشتن از اين موانع و رسيدن به آن وارستگى و رهايى از تعلّقات ، ايمانى بالا مىطلبد و به همين جهت است كه شهادت ، نزديكترين طريق و راه ميانبر براى رسيدن به خدا و بهشت است .
زنده است هر كه كشته شود در مناى دوست * بيگانه نيست آنكه شود آشناى دوست
گردن نهد به سلسلهء غم ، اسير عشق * تير بلا به جان بخرد مبتلاى دوست
جان شبنم است و در پى خورشيد ، پر كشد * گر بشنود نواى دل از نينواى دوست
بر لوح دهر ، زندهء جاويد مىشود * آن كس كه عاشقانه بميرد براى دوست
در مروهء مراد ، شود كامياب دل * با پاى سر هر آنكه دود در صفاى دوست
ارزندهتر ز گوهر ناياب مىشود * جانى كه خاك گردد و افتد به پاى دوست
بوسيدنى است سنگ مزار شهيد عشق * بوييدنى است تربت پاك گداى دوست « 2 »
غير از كشتگان ميدان جهاد ، در روايات اسلامى كسان ديگرى هم كه نوعى رنج كشيده و تلاش داشتهاند و جان در آن راه باختهاند ، « شهيد » محسوب شدهاند ، همچون كسى كه در دفاع از مال ، جان ، شرف و ناموس خود و براى احقاق حق خويش كشته شود ، يا آنكه در مهاجرت در راه خدا جان بسپارد ، يا آنكه با ايمان كامل و با محبّت اهل بيت و در حال انتظار فرج براى حاكميّت عدل جان بدهد ، نيز كسى كه در راه طلب علم بميرد يا در غربت مرگش فرا رسد ، يا زنى كه هنگام زايمان ، جان بسپارد ، يا آنكه در راه عمل به وظيفهء امر به
هامش
( 1 ) - صحيفهء نور ، ج 15 ، ص 154 .
( 2 ) - از مؤلف .