تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
امام حسين « ع » نزديك مىشد و حالت گريه و ناله داشت و چهرهء خود را بر آن جسد مىماليد . « 1 » بر اساس همين نقل نيز ، در مراسم شبيه‌خوانى و تعزيهء كربلا ، كسى در پوست شير مىرود و در ميدان نبرد حاضر مىشود و پس از آنكه سيد الشهدا كشته مىشود خود را به بالين پيكر او مىرساند و بر نعش امام حسين « ع » مىگريد و اين صحنه ، سبب تأثّر و گريهء تماشاگران تعزيه مىشود . - تعزيه

شيعهء امام حسين « ع »

شيعه يعنى پيرو . پيروى در فكر ، عمل ، اخلاق ، مواضع سياسى و عقايد دينى . گرچه شيعهء حسين ، شيعهء على و ائمه ديگر عليهم السلام نيز هست و تشيّع ، در خط ائمه و اهل بيت بودن است ، امّا حسين بن على « ع » در ابعاد خاصّى كه زندگى و جانش را بر سر آنها نهاد ، حالت الگويى دارد و اسوه است . آن حضرت ، براى احياء دين قيام كرد و خود را فداى راه خدا ساخت . شيعهء او نيز بايد اين گونه باشد . شيعهء سيد الشهدا ، بايد در خصلتهايى و اعمالى چون : خودسازى ، خداترسى ، گناه گريزى ، تقوا ، اطاعت امر خدا ، امر به معروف و نهى از منكر ، اقامه و احياء نماز ، تلاش در مسير رضاى حق ، جود و كرامت ، عزّت نفس ، گريز از ذلّت و زبونى و سازش با طاغوتها و حكومتهاى ستم ، مبارزه با باطل ، جهاد و شهادت ، روحيهء ايثار و شهادت طلبى ، قاطعيّت و صلابت در راه عقيده و . . . به آن پيشواى شهيد تأسّى كند . اين ، راه حسين و راه پدران و فرزندان حسين است و شيعگى يعنى دين‌دارى و ورع .
شيعه بايد آبها را گل كند * خطّ سوّم را به خون كامل كند
خط سوّم خطّ سرخ اولياست * كربلا بارزترين منظور ماست
شيعه يعنى تشنهء جام بلا * شيعگى يعنى قيام كربلا
شيعه يعنى بازتاب آسمان * بر سر نى جلوهء رنگين كمان
از لب نى بشنوم صوت تو را * صوت « انّى لا ارى الموت » تو را
شيعه يعنى امتزاج ناز و نور * شيعه يعنى رأس خونين در تنور
شيعه يعنى هفت وادى اضطراب * شيعه يعنى تشنگى در شطّ آب « 2 »
هامش
( 1 ) - ناسخ التواريخ ، ( جلد امام حسين ) ، ج 4 ، ص 23 . ( 2 ) - از مثنوى بلند « شيعه‌نامه » محمد رضا آقاسى ، كيهان ، تاريخ 12 / 6 / 71 .