تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
معروف و نهى از منكر كشته شود . - شهادت طلبى ، فرهنگ عاشورا

شهادت طلبى

آن دم كه به خون خود وضو مىكردم * دانى ز خدا چه آرزو مىكردم ؟
اى كاش مرا هزار جان بود به تن * تا آن همه را فداى او مىكردم « 1 »
از الفباى برجستهء نهضت عاشورا و از روحيّات والاى حسين بن على « ع » و يارانش ، عنصر « شهادت طلبى » بود ، يعنى مرگ در راه خدا را « احدى الحسنيين » دانستن و دريچه‌اى براى وصول به قرب خدا و بهشت برين ديدن و از اين رو شيفتگى و بىصبرى براى درك فضيلت شهادت . امام حسين « ع » در خطبهء « خطّ الموت . . . » به آن تصريح مىكند و با جملهء « من كان باذلا فينا مهجته فليرحل معنا » ياران شهادت طلب را هم برمىگزيند و به مسلخ عشق ، كربلا مىبرد . اين گونه به استقبال مرگ رفتن ، چون مبتنى بر درك والاترى از فلسفهء حيات است ، با خودكشى متفاوت است . خودكشى و خود را به هلاكت افكندن ، شرعا حرام و عقلا ناپسند است ، اما استقبال از مرگ به خاطر ارزشهاى متعالى ، مشروع و معقول است . حتّى اگر انسان بداند در يك حماسه و مبارزه به شهادت خواهد رسيد ، مرگ او خودكشى نيست ، چون گاهى تكليف ايجاب مىكند كه جان را فداى دين كند ، چون دين ، گراميتر از انسان است .
دين خدا عزيزتر است از وجود ما * اين دست و پا و چشم و سر و جان فداى دوست
حلّ اين معما ( آگاهانه سراغ مرگ رفتن ) تنها با درك و برداشت متعالىتر از زندگى و الا و كرامت انسانى ميسّر است . اينكه امام حسين « ع » هم از شهادت خود آگاه است و با همين علم ، به كربلا مىرود ، به همين نكته بر مىگردد . آن حضرت مرگ سرخ را بهتر از زندگى ننگين مىداند : « لا ارى الموت الّا سعادة و الحياة مع الظّالمين الّا برما » . اين فرهنگ ، پذيرفتهء همهء اقوام و ملّتهاست و اين نوع مرگ انتخابى و آگاهانه ، مكمّل حيات شرافتمندانه است ، نه در تناقض با آن . چون مرگ ، پايان نيست تا كسى با انتخاب
هامش
( 1 ) - رمضان على گلدون .