واقعيّت آن مرگ است . زندگى آن است كه از ويژگيهاى حيات برخوردار باشد و تلاش انسان در مسير يك فكر و ايمان پيش رود . به قول معروف :
قف دون رأيك فى الحياة مجاهدا * انّ الحياة عقيدة و جهاد
« زندگى پيكار باشد در ره انديشهها » . شهيدان نيز چنين حياتى دارند و به تعبير قرآن « احياء عند ربّهم » اند ، اگر چه تن مادىشان زير خاك مىرود ولى نام و مرام و مكتب و هدفشان باقى است و اين همان « زندگى » است .
دشمنت كشت ولى نور تو خاموش نگشت * آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست
نه بقا كرد ستمگر ، نه به جا ماند ستم * ظالم از دست شد و پايهء مظلوم بجاست
زنده را زنده نخوانند كه مرگ از پى اوست * بلكه زنده است شهيدى كه حياتش ز قفاست
تو در اوّل ، سر و جان باختى اندر ره عشق * تا بدانند خلايق كه فنا شرط بقاست « 1 »
- درسهاى عاشورا
زهير بن بشر خثعمى
از شهداى حملهء نخست در روز عاشورا بود . « 2 » نامش در زيارت ناحيهء مقدسه هم آمده است .
زهير بن سائب
از شهداى كربلاست . نامش در زيارت رجبيّه هم آمده است . به نام زهير بن سيّار هم نقل شده است . « 3 »
زهير بن سليم ازدى
از شهداى كربلاست كه به نقل « مناقب » ابن شهر آشوب ، روز عاشورا در حملهء اوّل به شهادت رسيد . وى و خاندانش از ياران على « ع » بودند و در ميدانهاى حماسه ، رشادتها نشان دادند . گويند : او شب عاشورا به كربلا آمد و چون تصميم قطعى سپاه كوفه را بر جنگ با سيد الشهدا ديد ، از عمر سعد جدا شد و به كاروان حسينى پيوست و در ركاب امام شهيد شد . « 4 »
هامش
( 1 ) - فؤاد كرمانى ( حسين پيشواى انسانها ، ص 258 ) .
( 2 ) - اعيان الشيعة ، ج 7 ، ص 70 .
( 3 ) - انصار الحسين ، ص 100 .
( 4 ) - عنصر شجاعت ، كمرهاى ، ج 3 ، ص 25 ، اعيان الشيعة ، ج 7 ، ص 70 .