تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
« الظّليمة الظّليمة لامّة قتلت ابن بنت نبيّها » . « 1 »
خونى كه روى يال تو پيداست ، ذو الجناح * خون هميشه جارى مولاست ، ذو الجناح
يك قطره آفتاب به روى تنت نشست * بوى خدا ز يال تو برخاست ، ذو الجناح « 2 »

ذو حسم

نام محلّى است . يكى از منزلگاههاى ميان مكّه و كوفه . چون طليعهء سپاه اعزامى از كوفه براى امام حسين « ع » آشكار شد ، يارانش را به طرف ذو حسم سوق داد و پيش از رسيدن نيروهاى دشمن ، در آنجا اردو زد . حرّ و سربازانش در همين مكان با امام حسين « ع » برخورد كردند و آن حضرت دستور داد حرّ و سپاه او و حتى اسبانشان را سيراب كنند كه از راه رسيده بودند و بىتاب عطش بودند . امام سپس براى آن گروه سخنرانى كرد و هنگام ظهر ، نماز جماعت خوانده شد . حرّ و سپاه او نيز به امام حسين « ع » اقتدا كردند . « 3 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 266 . ( 2 ) - از : حسين عبدى . ( 3 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 215 .