مىرفت . با ديدن اين صحنه ، ده هزار درهم به نگهبانان سر داد و آن سر را آن شب نزد خود در صومعه نگهداشت . شب هنگام ، راهب از آن سر مقدّس ، شگفتيها و كراماتى ديد و به بركت آنها مسلمان شد . « 1 » به گفتهء نيّر تبريزى :
دير ترسا و سر سبط رسول مدنى * واى اگر طعنه به قرآن زند انجيل و زبور
اين دير ، هم اكنون در منطقهء راه سوريه به لبنان موجود است و بر يك بلندى مشرف به جاده قرار دارد .
ديزج
ابراهيم ديزج ، كسى بود كه از سوى متوكّل عباسى مأموريّت يافت براى متفرّق ساختن شيعه و تجمع آنان پيرامون قبر سيد الشهدا « ع » ، قبر آن حضرت را خراب كند . همراه او در اين جنايت ، هارون مغربى بود . كارگرانى گرفتند ولى نتوانستند خراب كنند . براى تخريب و شخم آن محل ، از گاو استفاده كردند ، ولى گاوها هم پيش نمىرفتند . اين دو نفر ، پس از آن گرفتاريهايى ديدند كه در كتب تاريخ ثبت است . « 2 »
ديزج ، يهودى بود و به ظاهر اسلام آورده بود و در تخريب قبر ، خودش با بيلى كه در دست گرفته بود ، مباشرت در كار داشت . اين عمل ، در سال 236 هجرى بود . « 3 »
- تخريب قبر امام حسين « ع » ، حائر ، قبر امام حسين « ع »
[ ذ ]
ذات عرق
نام منزلى بين مكّه و عراق كه تا مكّه دو منزل فاصله دارد و اين محلّ ، ميقات احرام براى مناطق شرقى مكّه است . « 4 » عراق ، نام كوهى است در راه مكّه كه عراقيون از آن مسير وارد مكّه مىشوند و اين منزل ، از منزلگاههايى است كه سيد الشهدا پس از وادى عقيق بر آن گذشته است و يكى دو روز در اين محل توقف كرده ، سپس خيمهها را بر چيده و به راه ادامه داده است . امام در همين منزل با بشر بن غالب ملاقات كرد كه از عراق مىآمد .
اوضاع عراق را پرسيد . وى پاسخ داد : دلها با تو ولى شمشيرها بر توست . سيد الشهدا راه خويش را به سوى « غمره » كه منزل بعدى بود ادامه داد . « 5 » در همين منزل نامهاى به كوفيان
هامش
( 1 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 60 ، بحار ، ج 45 ، ص 172 ، احقاق الحق ، ج 11 ، ص 498 ، اثبات الهدة ، ج 5 ، ص 193 .
( 2 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 64 ، بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 394 .
( 3 ) - تتمة المنتهى ، محدث قمى ، ص 239 .
( 4 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 204 .
( 5 ) - الحسين فى طريقه الى الشهادة ، ص 31 .