سيّد الشهداست و نقشهء دشمنان اهل بيت را كه كوشش در محو جنايات خويش داشتند ، نقش بر آب مىكند و جامعه را هوادار اهل بيت و خصم ظالمان مىپرورد . « 1 »
البته بايد ذاكران و مرثيهخوانان ، هم شايستگى اين منصب حسّاس را داشته باشند و هم در محتواى مرثيهخوانى خود دقّت داشته باشند و نصايح بزرگان را در آداب آن به كار بندند .
- مقتل ، گريه ، گريز ، آداب وعظ و منبر ، ذاكر
ذو الجناح
بالدار ، نام اسب حسين بن على « ع » كه روز عاشورا بر آن نشسته بود . از آن جهت كه اين اسب ، رهوار و تندرو بوده است ، به آن ذو الجناح مىگفتهاند . اين اسب ، پس از شهادت آن حضرت ، از پيكر وى دفاع مىكرد و به سواران دشمن حمله مىنمود و به اين طريق ، تعدادى را كشت . « 2 » سيد الشهدا تا آخرين حدّ و لحظهء توان خود ، سوار بر اين اسب بود و مقاومت و جنگ مىكرد . در پايان از روى اين اسب بر زمين كربلا افتاد .
نه ذو الجناح دگر تاب استقامت داشت * نه سيّد الشهدا بر قتال ، طاقت داشت
بلند مرتبه شاهى ز صدر زين افتاد * اگر غلط نكنم عرش بر زمين افتاد
پس از شهادت امام حسين « ع » ، اسب او كاكل خود را به خون امام آغشته كرد و با صيحه و فرياد و گام بر زمين زدن به سوى خيمهها دويد تا شهادت امام را به اهل بيت خبر دهد . زنان متوجّه شهادت امام شدند و شيون آنان برخاست . « 3 » در برخى منابع نقل شده كه اسب امام ، پس از شهادت حضرت ، وحشتزده از نزد بانوان گريخت و خود را به آب فرات انداخت و ناپديد شد . « 4 » در زيارت ناحيهء مقدّسه از اين اسب ، با عنوان « جواد » ياد شده كه با زين و حالت پريشان روى به خيمهها نهاد : « فلمّا نظرن النّساء الى الجواد مخزيا و السّرج عليه ملويّا خرجن من الخدور ناشرات الشّعور ، على الخدود لاطمات و للوجوه سافرات و بالعويل داعيات . . . » . « 5 » و روايت است كه پس از شهادت امام ، اين اسب با همهمه مىگفت :
هامش
( 1 ) - ر . ك : « نقش انقلابى ياد و يادآوران » ، شريعتى . بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 278 ، احاديث گريستن و عزادارى بر سيد الشهداء را آورده است .
( 2 ) - مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 58 .
( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 60 .
( 4 ) - تذكرة الشهدا ، ملا حبيب الله كاشى ، ص 353 .
( 5 ) - حياة الإمام الحسين ، ج 3 ، ص 298 .