پيروزى را در كام يزيد ، تلخ ساختند .
شام ، غرق عيش و عشرت بود هنگام ورود * وقت رفتن شام را شام غريبان كرد و رفت
- دروازهء ساعات ، اسراى اهل بيت
چكمه
كفش خاصّى كه نظاميان برپا مىكنند ، بويژه در ميدان نبرد . آنچه در اذهان عموم از اين كلمه تداعى مىشود ، « چكمهء شمر » است كه در آخرين لحظات حيات سيد الشهدا « ع » با چكمه بر روى سينهء آن حضرت رفت و آنگاه سر مباركش را از تن جدا كرد . تعبير مقاتل چنين است كه : « و جلس على صدر الحسين و قبض على لحيته و همّ بقتله . . . » « 1 »
چوبهء محمل
نقل شده كه چون در كوفه ، سرهاى شهدا را بر نيزه جلوى مردم آوردند و ضجّه از همه برخاست ، زينب « ع » چون نگاهش به سر برادر افتاد ، از شدّت ناراحتى پيشانى را به جلوى محمل زد و ديدند كه از زير روپوش وى خون جارى شد . آنگاه اشعارى را خواند كه آغازش چنين است :
يا هلالا لمّا استتمّ كمالا * غاله خسفه فابدى غروبا
ما توهّمت يا شقيق فؤادى * كان هذا مقدّرا مكتوبا « 2 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 45 ، ص 56 .
( 2 ) - همان ، ص 115 .