نوشته دهخدا : « چاووش خوان كسى است كه دعوت رفتن به زيارت عتبات عاليات كند .
در اصطلاح روستاييان خراسان ، كسى باشد كه در فصل مناسب زيارت در دهات و روستاها سواره يا پياده به راه افتد و روستاييان را به وسيلهء جار زدن يا خواندن اشعار مهيّج و مناسب ، به زيارت اعتاب مقدّسه تشويق و تهييج نمايد . » « 1 »
- بوى سيب ، زيارت
چراغانى
آراستن و آذين بستن خانه و شهر ، هنگام جشنها و اعياد و پيروزيها . در به دو ورود اهل بيت امام حسين « ع » به كوفه و نيز دمشق ، مواجه با آذينبندى و چراغانى و مراسم جشن و شادمانى شدند . به نقل بعضى تواريخ : اهل بيت را سه روز در دروازهء شام نگهداشتند تا كار چراغانىشان كامل شود و شهر را با زيورها ، حلّهها ، ديبا و زر و سيم و انواع جواهرات بيارايند . آنگاه مردان ، زنان ، كودكان ، و بزرگسالان ، وزيران ، و اميران ، يهود و مجوس و نصارا و همهء اقوام به تفرّج و تفريح بيرون آمدند ، با طبلها ، دفها ، و شيپورها و سرناها و ابزار لهو و لعب ديگر . چشمها را سرمه زده ، دستها را حنا بسته و بهترين لباسها را پوشيده و خود را آراسته بودند . شهر چنان وضعى داشت كه گويا از همهء مردم در سطح شهر دمشق ، رستاخيزى به پا شده است . و در چنين وضعى بود كه سر مطهّر امام حسين « ع » را وارد كردند كه بر فراز نيزه بود و پشت سر آن ، اسيران اهل بيت را از دروازهء ساعات به داخل آوردند . . . « 2 »
تبليغات امويان وانمود كرده بود كه بر دشمنان خليفه و بر ياغيان پيروز شدهاند و خاندان آنها را به اسارت گرفته و آوردهاند . تا آنجا كه سهل بن سعد در سفر خود به دمشق عبور مىكند و با ديدن چراغانى و دف و طبل ، مىپرسد : آيا شما در شام ، عيدى داريد كه ما از آن بىخبريم ؟ مىگويند : سر حسين « ع » را از عراق به شام مىآورند ! همين سعد متأثر مىشود و در مقابل خواستهء سكينه ، دختر امام ، به نيزهدارى كه سر سيد الشهدا را مىبرد ، 400 درهم مىدهد تا سر مطهّر را پيشاپيش اسرا ببرد و مردم به چهرهء اهل بيت نگاه نكنند . « 3 »
امّا زينب و سجاد « ع » جشن را با سخنرانيها و خطابههايشان تبديل به عزا كردند و آن
هامش
( 1 ) - لغتنامه ، كلمهء « چاووش » .
( 2 ) - حياة الامام الحسين ، ج 3 ، ص 369 .
( 3 ) - همان ، ص 370 .