باطل ، آنان را به « راه رشد » هدايت كند . در وصيّت نامهاش به محمّد بن حنفيّه نيز هنگام خروج از مدينه ، حركت خود را براى « اصلاح » در امّت پيامبر و بر اساس امر به معروف و نهى از منكر مىشمارد ( و انّى لم اخرج اشرا . . . ) « 1 » در خطبهاى هم كه در مكّه مىخواند ، پس از بيان زيبايى شهادت براى انسان و اشتياق خويش به پيوستن به نياكان شهيدش ، از مردم دعوت مىكند كه هر كس آمادهء فدا كردن جان در اين راه است ، به او بپيوندند ( من كان باذلا فينا مهجته موطّنا على لقاء اللّه نفسه فليرحل معنا ) . « 2 »
جهاد حسين بن على « ع » براى احياء دين بود . در اين راه و با اين انگيزه ، هم كشتن و هم كشته شدن حيات و پيروزى است . جهاد و شهادت آزاد مردان ، هميشه با بذل جان و ايثار و نثار خون است و ثمرهء آن بيدارى مردم و احياى حق است . اين خطّ و برنامه ، معامله با خداست كه مشترى جانها و اموال مؤمنان است و به پيكارگران در راهش ، نويد بهشت داده است ، چه بكشند ، چه كشته شوند ، « 3 » و اين همان فرهنگ « احدى الحسنين » است كه قرآن آن را تعليم و الهام مىدهد . هم سيد الشهدا ، مجاهد در راه خدا بود و هم ياران شهيدش . مبارزهء آنان ، عمل به وظيفهء اسلامى و تكليف خدايى در مقابل ترويج بدعتها و انحرافات و زدودن حقايق دين بود . هر چند دشمنان مىكوشيدند جهادشان را ياغيگرى و آن مجاهدان راه خدا را « خارجى » و شورشى معرفى كنند . از اين رو در زيارتنامههاى امام حسين و يارانش ، از جمله اوصاف آن حضرت ، نسبت به « جهاد » تأكيد شده است . در زيارتهاى مختلف ، نسبت به سيد الشهدا اين تعابير ديده مىشود : « الزّاهد الذّائد المجاهد ، جاهد فيك المنافقين و الكفّار ، جاهدت فى سبيل اللّه ، جاهدت الملحدين ، جاهدت عدوّك ، جاهدت فى اللّه حق جهاده » . « 4 » و دربارهء شهداى كربلا نيز اين كلمات و تعابير به كار رفته است : « نصحتم للّه و جاهدتم فى سبيله ، اشهد انّكم جاهدتم فى سبيل اللّه ، الذّابّون عن توحيد اللّه . » « 5 » و براى خنثى كردن تبليغات دشمن ، در زيارتنامهها همهء اين صفات و اعمال ، براى سيد الشهدا و يارانش با مطلع « اشهد انّك . . . » آمده است ، گواهى زائر بر اينكه اينان مجاهدان راه خدا بودند و مبارزهشان ، جهادى مقدّس بر ضدّ باطل بود .
هامش
( 1 ) - مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 188 .
( 2 ) - لهوف ، ص 3 .
( 3 ) -إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ . . .( توبه ، آيه 111 ) .
( 4 ) - در مفاتيح الجنان ، خطّ طاهر خوشنويس ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، صفحات 418 ، 423 تا 425 ، 441 ، 444 .
( 5 ) - همان ، صفحات 440 ، 444 ، 448 .