عباسى و به دستور او براى تخريب آثار قبر و متفرق ساختن شيعه از تجمّع پيرامون آن مرقد مطهّر و الهامبخش ، كه كانون خطرى براى خلافت جور شده بود ، به آن منطقه آب بستند ، آب به آن محلّ كه مىرسيد از پيشروى بازمىماند و روى هم انباشته مىشد و بر مىگشت و مثل ديوارى ، آب گرد قبر مىايستاد و محوّطهء قبر همچنان خشك بود . « 1 » و چون محلّ جمع شدن آب را حاير گويند ، محدودهء قبر آن حضرت حائر نام گرفت . از شهيد هم نقل شده است : « فى هذا الموضع حار الماء لمّا امر المتوكّل باطلاقه على قبر الحسين ليعفيه فكان لا يبلغه » . « 2 » چون متوكل دستور داد به قبر حسين « ع » آب ببندند تا آن را محو كند ، آب كه به اين مكان مىرسيد جمع مىشد و به قبر نمىرسيد . طبق نقلهاى ديگرى وقتى به دستور او با گاوها مىخواستند زمين آنجا را شخم زنند ، همهء آن منطقه و قبور را شخم مىزدند ، به قبور امام كه مىرسيدند ، متوقّف مىشدند . « 3 »
- تخريب قبر امام حسين « ع » ، حرم حسينى ، كربلا
حاجر
نام سرزمين و منزلى ميان مكّه تا عراق كه محلّ تلاقى اهل بصره و كوفه ، هنگام عزيمت به مدينه است . به معناى نگهدارندهء آب است ، جايى كه آب در آن مىماند .
سيد الشهدا « ع » در همين منزل ، نامهء « مسلم بن عقيل » را از كوفه دريافت كرد و پاسخى خطاب به مردم كوفه نوشت و توسّط پيك خويش قيس بن مسهر به سوى كوفه فرستاد . « 4 »
- منزل
حارث
قاتل طفلان مسلم بن عقيل . وقتى دو فرزند حضرت مسلم به نامهاى محمد و ابراهيم به كمك « مشكور » زندانبان از زندان ابن زياد گريختند ، شب را به خانهء زنى پناه آوردند .
شوهر آن زن ، حارث بود و براى پيدا كردن دو كودك ، بسيار گشته و خسته شده بود . شب كه به خانه آمد و فهميد دو كودك فرارى در خانهء اويند ، صبح آن دو را شهيد كرد و بدنشان را به فرات افكند و سرشان را پيش ابن زياد برد تا جايزه بگيرد . ابن زياد هم دستور داد
هامش
( 1 ) - الأعلام ، زركلى ، ج 8 ، ص 30 ( پاورقى ) ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 225 ؛ سفينة البحار ، ج 1 ، ص 358 .
( 2 ) - بحار الأنوار ، ج 86 ، ص 89 .
( 3 ) - اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 183 .
( 4 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 205 ، نقل از معجم البلدان .