تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
كراميه مىگويند : ايمان عبارت است از دو كلمه شهادتين ( شهادت به توحيد و رسالت پيامبر ) . بعضى گفته‌اند : ايمان عبارت است از اعمال جوارح . خوارج و غلات مىگويند : ايمان عبارت است از همه طاعات بتمامها چه طاعات واجبه و چه مستحبه . جبائيان مىگويند : ايمان عبارت است از طاعات واجبه اعم از افعال و تروك و شامل نوافل نيست . اهل حديث مىگويند : ايمان تصديق قلب ، اقرار زبان و عمل جوارح است . مرحوم خواجهء طوسى گويد : الايمان التصديق بالقلب و اللسان ؛ يعنى ايمان داراى دو ركن و مركب از دو عنصر است : 1 . تصديق قلبى 2 . اقرار زبانى ، و هركدام به تنهايى كافى نيست ، اما تصديق قلبى كافى نيست ؛ چون قرآن فرموده :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
كه اثبات فرموده براى كفار استيقان نفس را و اين همان تصديق قلبى است . اگر ايمان تنها همين تصديق قلبى بود لازم مىآمد اجتماع كفر و ايمان و حال آن‌كه اجتماع اين دو محال است و نيز قرآن فرموده :
ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ
كه معرفت قلبى با كفر جمع شده و معرفت قلبى همان تصديق قلبى است و اگر تصديق تنها ايمان بود با كفر قابل جمع نبود . اقرار به زبان تنها كافى نيست ؛ براى اين كه قرآن فرموده :
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا .
بدون شك اعراب تصديق به زبان داشتند ، با اين حال قرآن مىگويد : نگوييد ايمان آورده‌ايم ، بلكه بگوييد : اسلام آورده‌ايم . . . پس هر دو بايد باشد .

كفر

در اصل لغت به معناى تغطيه و پوشاندن است ، كفر اى ستر و غطاه ، عرب به كشاورز كافر مىگويد . به فرموده قرآن :
أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ،
چون زارع دانه را در دل خاك پنهان مىكند و كافر را كافر مىگويند ، چون روى فطرت توحيدى را سرپوش نهاده و كفاره