كراميه مىگويند : ايمان عبارت است از دو كلمه شهادتين ( شهادت به توحيد و رسالت پيامبر ) .
بعضى گفتهاند : ايمان عبارت است از اعمال جوارح .
خوارج و غلات مىگويند : ايمان عبارت است از همه طاعات بتمامها چه طاعات واجبه و چه مستحبه .
جبائيان مىگويند : ايمان عبارت است از طاعات واجبه اعم از افعال و تروك و شامل نوافل نيست .
اهل حديث مىگويند : ايمان تصديق قلب ، اقرار زبان و عمل جوارح است .
مرحوم خواجهء طوسى گويد : الايمان التصديق بالقلب و اللسان ؛ يعنى ايمان داراى دو ركن و مركب از دو عنصر است : 1 . تصديق قلبى 2 . اقرار زبانى ، و هركدام به تنهايى كافى نيست ، اما تصديق قلبى كافى نيست ؛ چون قرآن فرموده :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
كه اثبات فرموده براى كفار استيقان نفس را و اين همان تصديق قلبى است . اگر ايمان تنها همين تصديق قلبى بود لازم مىآمد اجتماع كفر و ايمان و حال آنكه اجتماع اين دو محال است و نيز قرآن فرموده :
ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ
كه معرفت قلبى با كفر جمع شده و معرفت قلبى همان تصديق قلبى است و اگر تصديق تنها ايمان بود با كفر قابل جمع نبود .
اقرار به زبان تنها كافى نيست ؛ براى اين كه قرآن فرموده :
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا .
بدون شك اعراب تصديق به زبان داشتند ، با اين حال قرآن مىگويد : نگوييد ايمان آوردهايم ، بلكه بگوييد : اسلام آوردهايم . . . پس هر دو بايد باشد .
كفر
در اصل لغت به معناى تغطيه و پوشاندن است ، كفر اى ستر و غطاه ، عرب به كشاورز كافر مىگويد . به فرموده قرآن :
أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ،
چون زارع دانه را در دل خاك پنهان مىكند و كافر را كافر مىگويند ، چون روى فطرت توحيدى را سرپوش نهاده و كفاره