ابى ذر را از شام احضار كرده و كتك مفصلى زده و او را به سوى ربذه تبعيد كرد در حالى كه اينان در نزد پيامبر بسيار مقرب بودند .
5 . بىتوجهى به حدود الهى
عثمان حدود الهى را معطل گزارده و اجرا نمىكرد . شخصى به نام هرمزان متهم بود كه او ابو لؤلؤ را وادار ساخته تا عمر را بكشد . وقتى هرمزان مسلمان شد عبد اللّه بن عمر به بهانه قتل پدرش ، هرمزان را كشت و عثمان او را قصاص نكرد . هنگامى كه على عليه السّلام به خلافت رسيد فرمان داد تا عبد اللّه بن عمر را بياورند و حد قصاص جارى شود ، ولى عبد اللّه گريخته و به معاويه در شام پيوست . نيز هنگامى كه وليد بن عقبه شراب خورده و عثمان از حد شرعى او صرفنظر كرد ، على عليه السّلام فرمود : تا من هستم نخواهم گذاشت حدود الهى معطل بماند و وى را حد زد .
6 . گناهانى كه باعث بىتوجهى صحابه به خليفه سوم شد
وقتى مردم هجوم آورده و عثمان را محاصره كردند صحابه بزرگ رسول خدا ممانعت نكردند ، چون مىدانستند كه عثمان مستحق قتل است و الّا هر آينه ممانعت مىكردند .
على عليه السّلام نيز فرمود : خدا عثمان را به دست اين مردم خشمگين كشت . آنقدر مردم غضبناك بودند كه پس از قتل هم تا سه روز نگذاشتند جنازه عثمان به خاك سپرده شود . نيز صحابه پيامبر هميشه بر عثمان عيب مىگرفتند تو در جنگ بدر نبودى .
عثمان در آن جنگ فرار كرده و غايب شد و پس از سه روز پيدا شد . همچنين در جنگ احد حضور نداشتى و نيز در بيعت رضوان ، يعنى بيعتى كه در صلح حديبيه واقع شد كه اينها ملاك ارزش بود .
7 . افضليت على عليه السّلام
فضايل و مناقب على عليه السّلام منحصر به يك يا ده يا صد فضيلت نيست . در بحار الأنوار ( ج 38 ، ص 197 ) ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل شده كه فرمود :
لو أنّ الرّياض أقلام و البحر مداد و الجنّ حسّاب و الإنس كتّاب ما أحصوا فضائل عليّ بن أبي طالب .