تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
شد . سپس گفت : اگر آن شش نفر ، سه نفر سه نفر شدند حق با آن سه نفرى است كه عبد الرحمن بن عوف در ميان آنها باشد و اين را با علم به اين مطلب كه عبد الرحمن عثمان را بر ديگرى ترجيح نمىدهد گفت . سپس فرمان داد كه اگر اين شش نفر تا سه روز با فردى از آنها بيعت نكردند گردن همه را بزنيد . شگفتا ! اين چه بازىاى است كه با دين خدا و مسائل اساسى دين انجام مىدهند ؟ واى بر حال كسانى كه گرد تعصب جلوى چشمان آنها را گرفته و نمىتوانند حقيقت را ببينند .

7 . غصب فدك

حضرت زهرا عليها السّلام مدت مديدى با خليفه اول بر سر جريان فدك گفتگو و مباحثه كرد تا بالأخره ابو بكر قانع شد و فدك را به حضرت برگردانيد و نامه‌اى هم به عنوان سند نوشت ؛ ولى هنگامى كه حضرت در وسط كوچه مىرفت با عمر روبه‌رو شد . عمر پرسيد : از كجا مىآيى ؟ حضرت داستان خود را گفت . خليفه ثانى بلافاصله نامه را از دست فاطمه چنگ زده و پاره كرد . سپس وارد بر ابو بكر شده و او را بر اين امر عتاب كرد سپس هر دو تصميم گرفتند كه زهرا عليها السّلام را از حق مسلم خود ، يعنى فدك ممانعت كنند .

د . مطاعن خليفه سوم

1 . سپردن حكومت به فاسدان

عثمان بسيارى از مسلمانانى را كه فسق آنها اظهر من الشمس بود . بر مردم حاكم و فرماندار و استاندار ساخت و ولايت و استاندارى را ميان بستگان خويش قسمت كرد ، درحالىكه عمر وى را از اين عمل نهى كرده بود ، ولى عثمان اعتنا نكرده و وليد بن عقبه را كه قرآن او را فاسق خوانده و فرموده :
إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا ،
حاكم كوفه گردانيد تا آنجا كه علنا شراب خورده و با حالت مستى وارد محراب شد و براى مردم امامت جماعت كرد . نيز سعيد بن عاص را براى مدتى بر كوفه مسلط و حاكم