بزرگ را از دل پيامبر بيرون ساختى .
2 . در غزوه احد كه دومين جنگ ميان مسلمانها و كفار بود باز على عليه السّلام پرچمدار مبارزه بود و پرچم لشكر كفار به دست طلحة بن ابى طلحة بود كه در نزد عربها كبش الكتيبه بود ؛ يعنى مرد شمارهء يك پيش قراولان لشكر ناميده مىشد . على عليه السّلام او را به هلاكت افكند پرچم مشركين را ديگرى به دست گرفت . مولا عليه السّلام او را هم كشت و پيوسته آنها را بر خاك مىافكند تا نه نفر از آنها را كشت شيرازهء لشكر كفر از هم پاشيد و مشركين پاى به فرار گذاشتند و مسلمانها مشغول به جمعآورى غنايم گرديدند ، ولى متأسفانه خالد بن وليد با گروهى ، از آن تنگه كوه احد يورش برده و عدهاى را كشته و به پيامبر حمله كرده و با شمشيرها و نيزهها و سنگها حضرتش را بيهوش ساختند . در اين هنگامه مسلمين پا به فرار گذارده و متفرق شدند و تنها كسى كه با نود زخم كارى همانند پروانه گرد شمع وجود نازنين رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مىگشت و دشمن را دفع مىكرد على عليه السّلام بود و هنگامى كه نبى اكرم به هوش آمد فرمود : « يا على ! اكفنى هؤلاء » ؛ يعنى شر اينها را كم كن مولا حمله برد و آنها را پراكنده ساخت و در همين جنگ بود كه مدال پر افتخار « لا فتى الّا علىّ لا سيف الّا ذو الفقار » بر سينه و پيشانى مولا عليه السّلام چسبانيده شد .
3 . در جنگ احزاب كه تمام حزبها و گروههاى ضد اسلام دست به دست هم داده و به قصد نابودى اسلام و مسلمين مدينه را محاصره كرده بودند . على عليه السّلام گروه كثيرى از مشركين را كشته و جنگ را بر نفع مسلمين پايان داد . در رأس مقتولين به دست على عليه السّلام ، عمرو بن عبدود است كه او را فارس يليل مىخواندند و با هزار سوار برابرى كرد . وى در ماجراى خندق بارها و بارها اسب تاخته و مبارزه طلبيد و هربار مسلمين سر به زير افكنده و تنها كسى كه مرتب اظهار آمادگى مىكرد و درصدد شكار اين گرگ وحشى بود ، على بود ؛ ولى پيامبر اجازهء ميدان نمىداد تا بنگرد مسلمين جواب خواهند داد يا نه . هنگامى كه از ديگر مسلمين مأيوس شد ، اذن ميدان به على داد و عمامه خود را بر سر على گذارده و براى پيروزى على عليه السّلام دعا كرد و عرضه داشت :
بارالها ، امروز تمام اسلام به ميدان تمام كفر رهسپار شده است . على عليه السّلام در فرصت
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٧٠