تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
سيد الشهداء عليه السّلام فرمود : و اللّه لو لم يكن ملجأ و لا مأوى لما بايعت يزيد بن معاوية . « 1 » - آگاه‌ترين فرد به مصالح اسلام و جامعهء اسلامى باشد ؛ چون على عليه السّلام فرمود : « در اين سينه دانش فراوانى انباشته‌ام ، ولى اهل آن را نمىيابم تا بازگو كنم » . - ديندارترين انسان باشد كه قرآن فرموده :
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ؛
- عاقل‌ترين و تيزبين‌ترين انسان باشد كه تا بوى توطئه برد ، در نطفه خفه سازد . خلاصه كلام اين كه همه فضايل و كمالات روحى و جسمى ، حسبى و نسبى ، خلقى و خلقى كه در رابطه با انبيا گفتيم در وى باشد .

4 . منصوصيت امام

در ميان فرق اسلامى اختلاف است كه آيا امام و خليفه پيامبر بايد منصوص باشد ؟ يعنى از سوى خدا و رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به امامت وى تصريح شده باشد يا خير ؟ در اين باب چهار نظريه مطرح است : 1 . گروهى از مسلمانان كه معروف به عباسيه ، يعنى پيروان عباس بن عبد المطلب هستند مىگويند : تعيين امام به وسيله يكى از اين دو راه است : الف . نص خدا و رسول ، ب . ارث بردن . آنها معتقدند كه نصى در كار نيست و لذا نوبت به وارث بودن مىرسد و چون پيامبر اولاد ذكور نداشت وارث او عمويش جناب عباس مىشود و لذا معتقد به خلافت عباس هستند . به عقيدهء ما اين سخن از جهاتى باطل است ؛ از جمله اين كه نص داريم بر امامت على عليه السّلام چنان‌كه در مسأله پنجم خواهد آمد و از جمله اين كه با وجود پسر عموى ابوينى نوبت به عمومى ابى نمىرسد و . . . 2 . گروه ديگرى از مسلمانان كه به زيديه معروف‌اند ، يعنى پيروان زيد بن على بن الحسين عليه السّلام ، راه تعيين امام را يكى از اين دو طريق مىدانند : الف . نص خدا و رسول ، ب . دعوت به خويشتن . آنها معتقدند كه نصى در ميان
هامش
( 1 ) . همان ، ج 44 ، ص 329 .