احتمال اول به دو دليل باطل است :
يكم . عقل مىگويد تقديم مفضول بر فاضل و مرجوح بر راجح قبيح است . مثلا اگر در علم نحو يك طلبه مبتدى را بر سيبويه مقدم بداريم قبيح است ؛ اگر در علم منطق ، محصلى مبتدى را بر ارسطو مقدم بداريم قبيح است ؛ اگر در علم تفسير يك نفر مبتدى را بر ابن عباسها مقدم بداريم و ترجيح دهيم قبيح است و مولاى حكيم كار قبيح انجام نمىدهد .
دوم . قرآن كريم هم تصريح فرموده كه با وجود بهتر ، به سراغ ديگران نبايد رفت ، آنجا كه مىفرمايد :
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ؛
« 1 »
پس ، آيا كسى كه به سوى حقّ رهبرى مىكند سزاوارتر است مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه راه نمىيابد مگر آنكه هدايت شود ؟ شما را چه شده ، چگونه داورى مىكنيد ؟
احتمال دوم هم باطل است ؛ زيرا با وجود مساوات ترجيح فردى بر ديگران و تعيين آن دليل دارد و جاى اين هست كه چرا او انتخاب شد ؟ مگرنه اين است كه ترجيح بلامرجح محال است ؟ پس احتمال سوم باقى مىماند كه خليفة المسلمين بايد :
- لايقترين انسان به مقام خلافت باشد ، چون خلافت ارثى و سنى نيست .
- سياستمدارترين انسان امت اسلامى باشد تا جامعه را به طرق صحيح راهبرى كند .
- شجاعترين انسان باشد تا بتواند در مقابل حوادث روزگار ، كشتى متلاطم امت را به ساحل نجات برساند و از تهديدات ديگران نهراسد ؛ زيرا على عليه السّلام فرمود :
و اللّه لو تظاهرت العرب على قتالى لما ولّيت عنها . « 2 »
- سازشناپذيرترين انسان در برابر دشمنان خدا باشد ؛ چرا كه
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آيه 35 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 40 ، ص 341 .