تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
قرن بيستم شما هم اگر قبول نداريد همهء پنج ميليارد انسان همراه با همهء جنيان دست به دست هم داده و به مثل قرآن بياوريد پس خطاب تنها به شاعران و سخن‌سرايان سترگ عصر پيامبر نيست ، ولى احدى تا به حال در برابر اين هل من مبارز قهرمان بىبديل تاريخ پاسخ مثبت نداده و نتوانسته حتى سوره‌اى كوتاه به مثل قرآن بياورد . آرى ، مسيلمه كذاب‌ها خواستند عرض اندام كنند و اين جملات را اختراع كردند كه : « الفيل ما الفيل و ما ادراك الفيل له ذنب وثيل و خرطوم طويل » و بدين وسيله آبروى نداشته خويش را ريختند و چون نتوانستند معارضه كنند گروهى از خر شيطان پايين آمده و عنادها و تعصب‌ها را كنار گذاشته و به اسلام گرويدند و گروهى نيز به عناد خويش ادامه داده و تهمت‌ها زده و آزارها كرده و جنگ‌ها به پا كردند . در اينجا توجه شما را به سخنانى كه ميان وليد بن مغيره از شعراى نامى عرب با ابو جهل ردوبدل شده جلب مىكنم : ابو جهل به وى گفت : در برابر قرآن چيزى بگوى تا براى ما آبرو باشد . وى گفت : فما اقول فيه فو اللّه ما منكم رجل اعمل فى الاشعار منى و لا اعلم برجزه منى و لا بقصيده و لا باشعار الجن و اللّه ما يشبه الذى يقول شيئا من هذا و اللّه انّ لقوله لحلاوة و انه ليحطم ما تحته و انّه ليعلو و لا يعلى . قال : ابو جهل : و اللّه لا يرضى قومك حتى تقول فيه . قال الوليد : فدعنى حتى افكر فيه فلما فكر ، قال : هذا سحر يأثره عن غيره . « 1 » قرآن هم طى آياتى به اين قضيه اشاره كرده كه :
إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ؛
« 2 » يعنى وليد انديشه كرد كه دربارهء قرآن چه بگويد ؟ آيا بگويد سحر است ؟ يا كهانت ؟ يا از جن گرفته ؟ و بالأخره اظهار كرده كه
إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ .
آرى ، هنگامى كه منطق‌هاى ضعيف و لرزان بشر بريده از وحى الهى در برابر منطق قوى و چونان كوه پرصلابت سرسپردگان وحى الهى نمىتواند مقاومت كند و منطق حق منطق بىمنطق باطل را به زمين هلاكت مىكوبد نوبت به اين اتهامات ناروا مىرسد و از هر اقدام غير انسانى براى رسيدن به هدف استفاده مىكنند و در اين راه
هامش
( 1 ) . البيان ، ص 70 . ( 2 ) . سورهء مدثر ، آيه 18 - 20 .
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 315 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى