تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
را كشته ، پيامبر را دعوت به طعام كرديم . آن حضرت فرمود : من با اصحابم بياييم ؟ عرض كردم : آرى يا رسول اللّه ! جابر مىگويد : به منزل آمده و به همسرم خبر دادم . زن پرسيد : آيا تو خود گفتى كه اصحاب هم بيايند ؟ گفتم : نه ، خود حضرت فرمود من با اصحابم بيايم ؟ و من گفتم : آرى . زن گفت : حال كه خود او گفته او بهتر مىداند . آن‌گاه پيامبر و اصحاب آمدند . رسول خدا فرمود : طعام چه داريد ؟ گفتم : بزغاله‌اى در تنور بريان كرده و صاعى نان جو داريم . فرمود : اصحاب را ده نفر ، ده نفر ، بر در خانه بنشان . چنان كرديم و همه از آن طعام خوردند . 6 . مردى به نام اهبان بن اوس كه بعدا از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم گرديد ، در بيابان گوسفند مىچرانيد . گرگى بيامد و گوسفندى برگرفت و فرار كرد . چوپان گفت : عجب بىشرم گرگى هستى و در پى او افتاد . گرگ روى به او كرده و گفت : از كار من تعجب مىكنى ؟ تعجب از آن بايد كرد كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ميان شماست و شما را به حق دعوت مىكند و شما اجابت نمىكنيد . وى خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم آمده و اسلام آورد و به نام مكلّم الذئب ، يعنى سخن گوينده با گرگ مشهور شد . 7 . ريگ‌هاى بيابان در كف باكفايت حضرتش تسبيح خداى كردند و « سبحان اللّه » و « الحمد للّه » گفتند . 8 . على عليه السّلام را چشم دردى عارض شد . حضرت صلّى اللّه عليه و إله و سلّم آب دهان بر چشم على عليه السّلام ماليده و شفا يافت . از آن پس على عليه السّلام هرگز مبتلا به درد چشم نشد . نيز دعا فرمود كه على عليه السّلام از سرما و گرما محفوظ بماند ، لذا امير المؤمنين در زمستان و تابستان جامهء واحدى داشت . 9 . يكى از معجزات رسول اكرم معجزه شقّ القمر است كه قرآن هم تصريح به آن كرده است :
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ * وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ .
10 . حضرت صلّى اللّه عليه و إله و سلّم درختى را پيش خود خواند و آن درخت زمين را شكافته پيش آمد و دوباره فرمود تا آن درخت به جاى خويش بازگشت . اين عمل به خواهش جماعتى از كفار انجام پذيرفت .