خطباى بزرگ در آن شركت جسته و هركدام از اشعار و قصايد آنها كه بليغتر و فصيحتر بود انتخاب و به خانه كعبه آويزان مىكردند تا در موقع حج قبايل مختلف عرب آن را ببينند و سند افتخار و شهرت آنها در مجامع عرب گردد و قصايد سبعه معلقه مشهور است . در چنين محيطى انسانى كه مكتب نرفته و خواندن و نوشتن بلد نيست كتابى آورده كه آوازهء همهء مشاهير را تحت الشعاع قرار داد و در نهايت درجه از فصاحت و بلاغت درخشيدن آغاز كرد و اين معنا را آشنايان به اساليب كلام و دانايان به علم معانى و بديع و بيان و آگاهان به ادبيات عرب مىتوانند ادراك كنند كه با چه نظمى زيبا و بلاغتى شايسته و بياناتى سليس به بشر سخن گفته است .
2 . بيان معارف الهى در زمينهء مبداء و معاد
اگر شما استدلالات متكلمين و فلاسفه و دانشمندان بزرگ و نوابغ روزگار را در مباحث خداشناسى ملاحظه كنيد خواهيد ديد كه هركدام از جهت يا جهاتى قابل خدشه است و هر فيلسوف جديدى گوشهاى از آن را اصلاح و يا به كلى برهم زده و بنيانى نو بنا مىكند ، ولى استدلال قرآن در اين زمينه با همهء آسانى آن در كمال اتقان و استحكام بوده و به هيچ وجه قابل خدشه نيست :
به عنوان نمونه :
أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ،
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا .
يا در باب معاد :
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ .
3 . بيان اخلاقيات و ارزشهاى والاى انسانى
قرآن در عصرى نازل مىشود كه تعصبهاى قومى و نژادى و زبانى و . . . در جامعه بيداد مىكند ارزشها به تمام معنا مسخ شده و ضد ارزشها حاكماند و دختركشى امرى رايج به شمار مىرود و بىعفتىها و كينهورزىها و ظلمها و آدمكشىها و صدها اخلاق نكوهيده در جامعه بشريت معمول بود و البته هنوز هم در دنياى به ظاهر متمدن شرق و غرب بسيارى از اين مفاسد و بدتر از آن حاكم است برخى از كشورهاى غربى از نظر مفاسد اخلاقى دست عرب جاهليت را از پشت بستهاند .