انصارى و غيره به تفصيل آمده است .
17 . قيمتها
سعر يعنى ارزش و آن مقدار عوضى كه متاع را بدان مىفروشند و اين كه ارزان است يا گران آنكه كمتر از نرخ عادى باشد از جهت عادت و وقت و مكان ارزان مىگويند و آنكه بيشتر باشد گران و گرانى و ارزانى گاهى از طرف خداست و گاه تصرف مردم نيز در آن دخل دارد .
اين كه گفتيم عادت و اتحاد وقت و مكان در آن معتبر است براى آنكه اگر قيمت يخ در تابستان بيشتر باشد و در زمستان كمتر نبايد گفت ارزان شده است ، بلكه اگر در تابستانى قيمت آن از تابستان ديگر كم شده باشد بايد گفت ارزانتر شده است و يا اگر در شهرى به خريد و فروش متاعى عادت ندارند و اتفاقا ارزان به دست مىآيد ، ولى در شهر ديگر عادت به فروش آن است و گرانتر باشد مانند آب اعتبار ارزانى و گرانى به آن نيست .
خواجه : ارزانى و گرانى به مشيت الهى است به علت اين كه بسته به فراوانى متاع و رغبت مردم است و هرچه رغبت زيادتر خريد بيشتر مىشود و گرانتر مىشود و هر چه رغبت در خريد كم شود ارزانتر مىشود و اين هر دو به مشيت الهى است كه اگر خواهد متاع را فراوان كند و رغبت مردم را كم يا به عكس و بندگان از آن عاجزند .
و گاه همه مردم در آن دخيلاند مثلا جمعى احتكار مىكنند يا ظالمى راه را مىبندد و مانع رسيدن كالا مىشود و يا ولاة مردم را به فروختن قيمت بيشتر مجبور كنند به ارزانفروشى و . . .
18 . اصلح
يكى از مسائل متكلمين آن است كه آيا بر خدا واجب است كه بهترين مقدار رزق و مال را به هركس شايسته باشد بدهد ؟
جبائيان مىگويند : « واجب نيست » و بلخى مىگويد : « واجب است » . معتزله بغداد