رنج دچار كرديم تا مگر به زارى درآيند .
لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ؛
« 1 »
در حقيقت ، ما فرعونيان را به خشكسالى و كمبود محصولات دچار كرديم باشد كه عبرت گيرند .
در اينجا بحث را خاتمه مىدهم ، هرچند معتقدم كه بسيار ناقص و ناتمام است .
14 . اعواض
از آن رهگذر كه در مسأله سيزدهم دربارهء آلام گفتگو شد و در آنجا آورديم كه بلاهايى كه از طرف خداوند به انسانها مىرسد - آن هم بلاى ابتدايى نه مجازاتى - بايد داراى عوض و منفعت سرشارى باشند اين كه دربارهء خود عوض بحث مىكنيم و در اينباره چند مطلب مطرح است :
مطلب اول [ : تعيين عوض محل بحث ]
عوض و منفعتى كه از خداوند به ما انسانها مىرسد از سه حال خارج نيست :
1 . يا انسان استحقاق آن را نداشته و اگر خداوند به او ندهد خلاف عدل نيست ، ولى با اين حال كلّه آن عوض را مىدهد نام اين قسم از اعطا تفضل است . مثلا شخصى از دنيا مىرود درحالىكه نمازها و روزههاى واجبى هم به گردن دارد و شخص ديگر اجير شده و مزدورى مىكند و به نيابت از او اين افعال را به جا مىآورد . در اينجا ميت مستحق ثواب نشده ، ولى خداوند تفضل فرموده و پاداش اين كار را به او مىدهد .
2 . و يا انسان استحقاق اين عوض را داشته و اگر خداوند به او ندهد ظلم است و اين استحقاق هم در سايه تحمل مشقات بسيارى است كه از جانب خداوند به او رسيده است مثل درد ، بيمارى ، فقر ، زلزله و . . . حال آنچه را كه در برابر اين مشقات به انسان مىدهند عوض نام دارد و در اين جهت مسلمان و كافر ، صغير و كبير ، عاقل و مجنون مساوىاند .
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 130 .