تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 98
عن يد صاحبه قهراً لزمه اعادته او ما عليه و لو كان قاتلًا دفعه او الدية و لو مات المكفول او دفعه الكفيل او سلم نفسه او ابرائه المكفول له 3 - در اشتراط مدت اختلاف است يك دسته مىگويند مدّت معيّن كه پايان آن مشخص باشد شرط است و كفالت نقد صحيح نيست كه مثلًا بگويند هم اكنون او را احضار مىكنم ولى بعضى گويند صحيح است و كفيل مكلف است به احضار وى . 4 - همچنين در متن عقد كفالت بايد مكفول يعنى بدهكار و من عليه الحق را تعيين كنند و صحيح نيست كه بگويد : انا كفيل لك باحضار شخص . احكام كفالت : 1 - هنگامى كه عقد كفالت به درستى منعقد شد بر كفيل واجب است كه يا شخص مديون را حاضر كند و تسليم صاحب حق يا محكمه نمايد و يا ديونى را كه بر عهدهء او است بپردازد . 2 - كسى كه بدهكارى را از چنگ طلبكار به زور برهاند و وى بگريزد شرعاً ملزم مىشود كه يا مديون را دوباره اعاده دهد و به دست ذىحق بسپارد و يا بدهيهاى او را بپردازد . 3 - هرگاه قاتلى را از دست اولياى مقتول فرارى دهد باز به طور قهرى كفيل محسوب شده و يا بايد قاتل را گرفته تسليم اولياى دم كند و يا ديه را بپردازد . 4 - در چند مورد شخص كفيل برىء الذمه مىشود : الف : در صورت مردن مكفول [ مديون ] . ب : در صورت تسليم كردن مكفول به دست مكفول له . ج : در صورتى كه خود مكفول حاضر شده و خود را تسليم كند .