المضمون له باعساره وقت الضمان صحّ و الّا كان له الفسخ و يصح مؤجلًا و ان كان الدين حالا و بالعكس و يرجع الضامن على المضمون عنه بما اداه ان ضمن بسؤاله و الا فلا و لا يشترط العلم به قدر المضمون به و يلزمه ما تقوم به البينة و لو ضمن المملوك به غير اذن مولاه تبع به بعد العتق و لا بد فى الحق من
شرح
چنانچه بعداً از فقر او آگاه شود خيار فسخ دارد ولى اگر طلبكار بداند و قبول كند خيار فسخ ندارد .
5 - دينى كه مدت آن بسر آمده و بدهكار هنوز نداده جايز است كسى ضامن شود كه پس از مدتى بپردازد و عكس آن هم صحيح است يعنى دينى كه مدت آن تمام نشده ضامن شود كه نقد بپردازد .
6 - هرگاه ضامن به تقاضاى مضمون عنه يعنى بدهكار ضمانت كرده و دين او را به گردن گرفته پس از پرداخت آن به طلبكار خود حق دارد به مديون رجوع كرده و از آن مبلغ را بگيرد ولى اگر ابتدا بساكن و بدون تقاضاى وى ضامن شده حق مطالبه از مديون ندارد .
7 - در ضمان شرط نيست كه ضامن از مقدار مضمون به يعنى مبلغى دينى كه ضمانت كرده آگاه شود بدون آن هم صحيح است زيرا كه مقدار دين توسط قراردادهاى پيش از ضمان مشخّص شده و لذا مجمل هم باشد و وى به عهده گيرد صحيح است البته در هنگام پرداخت آن مقدارى از دين كه با بيّنه شرعيه و حجّت معتبره ثابت شود بايد ضامن بپردازد نه هر مقدارى را كه طلبكاران ادّعا كنند .
8 - ضمانت بنده صحيح است و اگر دينى يا حقى را به عهده گرفت بر گردن خود او ثابت مىشود و ربطى به مولايش ندارد و بايد پس از آزادى مال مورد ضمانت را بپردازد .