تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
الثالثة : لا يحلّ بالحجر الدين المؤجل و لو مات من عليه حلّ و لا يحلّ بموت صاحبه الرابعة ينفق عليه من ماله الى يوم القسمة و على عياله و لو مات قدم الكفن الخامسة يقسم المال على الديون الحالة بالتقسيط و لو ظهر دين حال بعد القسمة نقضت و شاركهم و مع القسمة يطلق و يزول الحجر بالاداء
شرح
مسأله سوّم : هرگاه كسى محجور شود آن بخش از ديون او كه مدتش بسر رسيده از اموال وى پرداخت مىشود چه قبل از ورشكستگى او اين بدهيها به گردنش آمده و چه پس از آن و امّا آن دسته از ديونى كه مدّتش بسر نيامده با ورشكست شدن مديون آنها حالّ نمىشوند يعنى پرداخت آنها فعلًا لازم نيست و بايد تا آخر مدت صبر كند و اگر مفلس قبل از تقسيم اموالش از دنيا برود همه ديون او نقد مىشود و بايد از تركه داده شود ولى اگر طلبكار بميرد و هنوز مدت وصول طلب او فرانرسيده بايد ورثه صبر كنند . مسأله چهارم : از آن زمانى كه شخص مفلس مىشود و قاضى او را از اموالش منع مىكند تا زمانى كه دارايى او ميان طلبكاران تقسيم مىشود نفقه يعنى مخارج خود او و افراد تحت تكفل او را بايد به اندازه‌اى كه در شأنشان باشد از مالش بدهند و اگر بميرد كفن او از مال او برداشته مىشود و مقدم بر ديون او است و باقيمانده ميان غرما يعنى طلبكاران قسمت مىشود . مسأله پنجم : اموال مفلس را بر ديون حالّ به نسبت دين بايد تقسيم كرد مثلًا اگر مقدار مال او نصف دين او است به هر طلبكار بايد نصف طلب او را بپردازند و اگر پس از تقسيم كردن معلوم شود كه بدهى ديگرى هم داشته كه مدت آن بسر رسيده بود بايد آن تقسيم قبلى را بهم زده و مجدّداً تقسيم جديدى انجام دهند و مفلس