بما لا يزيد و لا ينقص و هى لازمة و ان تكون المنفعة معلومة بالزمان و بالعمل و ان تكون مملوكة او فى حكمها و ضبط المدة
شرح
قابل نقل و انتقال باشد چنانچه ثمن در باب بيع اين گونه بود ] .
4 - منفعتى كه در اجاره به مستأجر تمليك مىشود بايد معين و معلوم باشد حال تعيين به زمان معيّن باشد مانند سكناى منزل يكساله و يا به عمل معين كنند مثل خيانت فلان جامهء معيّن به خياطت فارسيه مثلًا يا روميّه و يا ساير خصوصيات .
5 - منفعت يا ملك شخص اجارهدهنده باشد و يا به منزلهء ملك او باشد از قبيل متولّى اوقاف ، وصى ميّت ، ولىّ طفل يا مجنون ، مستأجرى كه اجازه دارد عين مورد اجاره را به ديگرى اجاره دهد .
6 - مدت اجاره را كاملًا مضبوط و معين سازند بهگونهاى كه احتمال زياده و نقصان در آن راه نيابد مثلًا يك ساله يا يك ماهه و . . .
حال اگر عقد الاجاره واجد تمام اين شروط باشد صحيح و لازم و واجب الوفاء است به حكم آيهءأَوْفُوا بِالْعُقُودِو حديث المؤمنون عند شروطهم و اگر فاقد همه يا بعض از شروط مذكور باشد باطل خواهد بود و در نتيجه هيچكدام حق ندارند در مال مورد اجاره تصرف كنند يعنى مستأجر در منفعت و مؤجر در اجرت .
[ نكته : در باب منافع اعيان معمولًا تعبير به موجر و مستأجر مىشود كه موجر صاحب ملك است از منزل و مركب و . . . و مستأجر مالك منفعت مىشود و در باب عمل و كار كارگر تعبير به مستأجر و اجير مىشود كه اجير يعنى كارگر عمل خود را به اجاره داده و صاحب كار را مستأجر مىگويند كه در قبال پرداخت مبلغ معينى مال كار كارگر مىشود و در آن مدت معين كارگر در اختيار صاحب كار است و حق ندارد براى ديگرى كار كند ] .