و كل ما ينضبط وصفه و قدره صح قرضه و ذو المثل يثبت فى الذمة مثله و غيره قيمته وقت التسليم و لا يجب اعادة العين بدون اختيار المقترض و لا يتأجل الحال و يصح تعجيل المؤجل باسقاط بعضه و لو غاب المدين و انقطع خبره
شرح
8 - اجناس بعضاً مثلى هستند و بعضاً قيمى آنها كه مثلىاند بايد به هنگام اداى دين مماثل آن را بپردازد و آنها كه قيمى هستند و مماثل ندارند و يا بسيار دشوار است يافتن مماثل قيمت آنها به ذمّه مىآيد و بايد قيمت را ادا كند و اگر قيمتها متفاوت بود قيمت هنگام گرفتن قرض ملاك است .
9 - بر قرضگيرنده واجب نيست كه آنچه را قرض گرفته عيناً بازگرداند اگر چه موجود باشد و دهنده مطالبه عين آن بكند و اگر گيرنده داد بر صاحب مال قبول واجب نيست .
10 - دين بر دو قسم است :
1 - دين حالّ يا بدون مدت يعنى هم اكنون موعد پرداخت آن فرارسيده .
2 - دين مؤجّل يا مدتدار كه هنوز زمان تسليم آن نرسيده حال دين حال كه زمان آن حلول كرده و فرارسيده قابل تمديد و مدتدار كردن نيست و مديون حق ندارد تأخير بيندازد و اگر مديون تسليم كرد طلبكار حق ندارد بگويد الان قبول نمىكنم و در آينده بياور آرى با تراضى طرفين تمديد آن بلامانع است و در دين مدتدار تا زمان معين به اتمام نرسد طلبكار حق مطالبه ندارد با حفظ اين نكته معناى و لا يتأجل الحال اينست كه دينى كه موعد آن فرارسيده تأجيل و تمديد آن جايز نيست حتى اگر به زياده چيزى باشد مثلًا بگويد يك ماه ديگر صبر كن تا هزار تومان هم اضافه بدهم اين همان ربا است و معناى و يصح تعجيل المؤجل اين است كه : دينى كه مدتدار است مثلًا يك سال ديگر بايد بدهد اگر صاحب دين و طلبكار بگويد مثلًا 1 / 10 آن مال تو باشد باقيمانده را الان بده و طرف راضى شود و به تراضى يكديگر چنين كنند مانعى ندارد و نام آن در اصطلاح بازرگانان امروزى نزول است .