فى الحائط و الدولاب و البئر و النهر به غير اذن شريكه و لا يجبر الشريك على العمارة و القول قول صاحب السفل فى جدران البيت و قول صاحب العلو فى السقف و جدران الغرفة و الدرجة و امّا الخزانة تحتها فلهما و طريق العلو فى الصحن بينهما و الباقى للاسفل و للجار عطف اغصان الشجرة فان تعذر قطعها عن ملكه و راكب الدابة اولى من قابض لجامها و صاحب الاسفل اولى بالغرفة المفتوح بابها الى غيره مع التنازع و اليمين و عدم البيّنة .
شرح
باشد و صاحب طبقهء پائينتر مدعى شود كه ديوار طبقه پائين ملك او است و صاحب طبقه بالا هم مدعى شود كه خير ملك من است قول صاحب طبقه پائين مقدم مىشود و اگر در ديوار خانه بالا و سقف آن و پلكان آن با هم نزاع كنند قول صاحب طبقه بالا مقدم است و اگر در زير پلكان انبار آبى باشد هر دو در آن مشتركند و اما صحن و حياط آن تا حد كه حاجت صاحب بالا خانه است و رفت و آمد بر آن توقف دارد ميان هر دو مشترك است و الباقى مال صاحب طبقه زيرين است .
14 - اگر شاخههاى درختان از سرايى به سراى ديگر رود صاحب آن سراى حق دارد شاخههاى آن را برگرداند و اگر ممكن نشد مىتواند آنها را قطع كند .
15 - هرگاه دو نفر كه يكى سوار بر مركبى است و ديگرى لگام آن را گرفته با هم در مالكيت آن نزاع كنند قول سواره مقدم است .
16 - و اگر طبقه بالاى منزل درى دارد كه به ملكى باز مىشود و زير بالا خانه اطاق يا مغازهاى است كه راه آمد و شد و درب آن بملك ديگر است و صاحب دكان يا خانه زيرين با صاحب ملكى كه درب بالا خانه بدان باز مىشود اختلاف كنند و هر يك دعوى كند بالاخانه از آن اوست قول صاحب طبقه زيرين مقدم است اگر مدعى ديگر بينه نياورد البته بايد قسم هم بخورد .
احكام فراوان ديگرى هم مطرح است كه از كتب مفصله بايد جستجو كرد .