و يستحب للجار وضع خشب جاره على حائطه مع الحاجة و لو اذن جاز الرجوع قبل الوضع اما بعده فبالارش و لو تداعيا جداراً مطلقا فهو للحالف مع نكول الآخر و لو حلفا او نكلا فلهما و لو اتصل ببناء احدهما او كان له عليه طرح فهو له مع اليمين و لا يتصرف الشريك
شرح
9 - چنانچه در مسأله ششم گفتيم : در شوارع عامه هر كس مىتواند سايبان يا بالكن و ايوان درست كند تا نزديك ملك مقابل و مالك ملك مقابل حق ندارد او را منع كند . . .
10 - اگر همسايهاى خواست سر چوب سقف خانهاش را بر روى ديوار همسايه بگذارد و حاجت به آن داشت مستحب است صاحب ديوار مانع نشود و اگر اذن داد ولى هنوز چوب را بر ديوار ننهاده پشيمان شد حق دارد ممانعت كند ولى اگر گذاشت و روى آن بنا كرد و بعداً صاحب ديوار پشيمان شد حق ندارد از اذن خود برگردد مگر آنكه زيان صاحب چوب را جبران كند .
11 - اگر دو نفر در مالكيت ديوارى نزاع كنند چنانچه هر دو بيّنه و هر دو شاهد عدل اقامه كنند هر دو مكلّف به قسم مىشوند از سوى حاكم آنگاه اگر هر دو قسم خوردند و يا هر دو نكول كردند ديوار ميان آنها مشترك است و اگر يكى قسم خورد ديگرى نكول كرد ديوار مختص به قسمخورنده است و اگر ديوار متصل به عمارت يكى از آنها است يا سنگينى بناى ديوار بر عمارت تكيه دارد با قسم خاص او مىشود .
12 - هرگاه ديوارى يا چرخ چاهى يا خود چاه و يا نهرى ميان دو يا چند نفر مشترك باشد هيچكدام از شركا حق ندارند در آن مال مشترك بدون اذن ديگر شركا تصرف كنند و اگر يكى بخواهد عمارت سازد و ديگرى راضى نباشد نبايد او را مجبور كرد .
13 - هرگاه منزلى داراى دو يا چند طبقه باشد و هر طبقه مالك خاصى داشته