تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
الحرّ و لا بقيمة الامة دية الحرّة و لا بدية عبد الذمي دية مولاه و لا بدية امته دية الذمية و يقتل الحرّ بمثله و بالحرة مع ردّ نصف الدية و الحرّة بمثلها و بالحرّ و لا يؤخذ منها الفضل و كذا في قصاص الجراح و الاطراف ما لم يبلغ ثلث دية الحرّ فينتصف دية المرأة و يقتص لها من الرجل مع ردّ الفضل و له منها و لا
شرح
در كفّار ذمى بندهء كافر ذمى را اگر بكشد بايد قيمت را بدهد ولى اگر از ديهء خود كافر ذمى آزاد بيشتر شد مازاد را نمىدهند و نيز كنيز ذمّى بيش از زن آزاد ذمّى نبايد باشد . هرگاه مرد آزاد مرد آزاد ديگرى را بكشد قصاص ثابت است چون در حريّت مساويند و اگر مرد آزاد زن آزادى را را به قتل برساند بازهم قصاص مىشود مشروط بر اينكه اولياى زن نصف ديه را به اولياى مرد بدهند چون ديهء زن نصف ديهء مرد است . و نيز اگر زن آزادى زن آزاد ديگر را بكشد قصاص ثابت است و نيز اگر زن آزاد مرد آزادى را بكشد قصاص مىشود و نصف ديه را هم اولياى مرد از اولياى اين زن مىستانند . همچنين در قصاص عضو و جراحات هم حكم همين است اگر آزادى به آزادى جراحت وارد كند يا عضوى را قطع كند وى حق قصاص دارد چه زن و چه مرد منتهى مشروط بر اينكه ديه جنايت از ثلث ديهء مرد كمتر باشد ، چون تا ثلث ديهء زن و مرد مساوى است . و امّا از ثلث كه گذشت بر اساس روايت معروف ابان بن تغلب از امام صادق عليه السلام ديهء زن بر مىگردد نصف ديهء مرد مىشود در چنين صورتى اگر زن بخواهد از مرد قصاص كند حق دارد مشروط بر اينكه ما زاد را به مرد بپردازد ولى مرد حق دارد از زن قصاص كند بدون اينكه چيزى از ديه را به زن مسترد دارد .