ذميّاً بل يعزّر و يغرم دية الذمّي و يقتل الذمّي بمثله و بالذميّة بعد ردّ فاضل ديته و الذميّة بمثلها و بالذمّي و لا ردّ و لو قتل الذمّي مسلماً عمداً دفع هو و ماله الى اولياء المقتول ان شاءوا قتلوه و ان شاءوا استرقوه و قيل يسترق اولاده الصغار ايضاً و لو اسلم بعد القتل فكالمسلم و لو قتل خطأ لزمته الدية في ماله فان لم يكن له مال فعاقلته الامام دون اهله .
الثالث ان لا يكون القاتل اباً فلا يقتل الاب بالولد بل يؤخذ منه الدية و يعزّر و يكفر و لو قتل الولد اباه قتل به و كذا الام لو قتلت ولدها قتلت
شرح
مرد كافر ذمّى اگر مرد ديگر هم كيش خود را بكشد قصاص مىشود و اگر زن ذمّية را بكشد باز قصاص مىشود به شرط اينكه اولياى زن نصف ديه مرد را به اولياى او بدهند و اگر كافر ذميّة ، زن هم كيش خود را بكشد قصاص مىشود و اگر مرد ذمّى را بكشد باز قصاص هست بدون اينكه ما زاد ديه ردّ شود .
هرگاه كافر ذمّى عمداً مسلمانى را بكشد خود كافر ذمّى و اموالش به اولياى مقتول مسلمان تسليم مىشوند و آنها مختارند اگر خواستند به قصاص وى را مىكشند و اگر خواستند استرقاق مىكنند و بعض فقها گويند : اولاد صغير و نابالغ كافر ذمى را هم به تبع خود او مىتوان استرقاق كرد .
اگر كافر ذمى پس از كشتن مسلمان بلا فاصله مسلمان شود حكم ساير مسلمان قاتل را دارد يعنى قصاص مىشود . اگر كافر ذمى كسى را به خطا بكشد بايد از مال خود ديه بدهد و اگر مالى نداشته باشد عاقله او امام است نه خويشاوندان او و امام بايد ديه را از بيت المال بدهد .
3 - سوّم از شرائط قصاص اين است كه : قاتل پدر مقتول نباشد چون شرعاً پدر را جهت قصاص پسر نمىكشند بلكه ديه مىستانند و تعزيرش مىكنند و بايد كفاره هم بدهد كه خواهد آمد ولى اگر پسرى پدرش را عمداً بكشد قصاص مىشود و نيز اگر مادرى فرزندش را عمداً بكشد يا بالعكس در هر دو قصاص ثابت است .