تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
و لو اكره غيره على القتل اقتص من القاتل و كذا و لو امره و يخلد الامر
شرح

احكام قصاص و ديه طرف :

منظور از طرف در اصل همان اطراف و ستونهاى مشهور بدن يعنى دست و پا و گوشها و بينى است . ولى در اينجا منظور مادون نفس است يعنى اگر كسى عمداً دست كسى را قطع كند او هم دست او را قطع مىكند و اگر كارش موجب ديه باشد ديه دارد . و خلاصه اينكه قصاص طرف و ديهء آن داخل در قصاص نفس و ديه آنست يعنى اگر در آن واحد اوّل عضوى از اعضاء او را ببرند سپس بلا فاصله او را به قتل برساند لازم نيست . اوّل براى عضو قصاص كنند سپس براى قتل بلكه قصاص به كشتن كافر است . و نيز اگر بخواهند ديه بگيرند همان ديهء كلّ نفس را كه مىگيرند كفايت مىكند و ديهء اعضا جدا جدا نيست بلكه تداخل مىكنند . امّا اگر كسى اوّل عضوى از اعضاى كسى را قطع كند و پس از مدّتى با فاصله زمانى او را بكشد دو عمل محسوب شده و حكم آنست كه اوّل بايد قصاص اندام كرد سپس او را از باب قصاص كشت . و اگر فردى ديگرى را مكره و مجبور ساخت به قتل فلانى و او رفت و فلانى را كشت حكم آنست كه از قاتل بايد قصاص كرد [ چون اكراه تا مرز خون كارگر است و وقتى پاى خود و جان به ميان آمد جاى تقيه نيست و لا تقيّة فى الدماء پس حق ندارد بكشد ] و آن را كه مجبور كرده حبس أبد مىكنند [ اين هم يكى از موارد حبس ابد در اسلام ] و همچنين اگر كسى به ديگرى فرمان دهد و ديگرى انسانى را بكشد قاتل اعدام مىشود بابت قصاص و آمر يا فرمانده حبس ابد مىشود هر چند آمر مولى و مأمور عبد باشد .
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 429 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى