و يحدّ الأعمى مع انتفاء الشبهة المحتملة لا معها .
و يثبت بالاقرار من اهله اربع مرات او شهادة اربعة رجال عدول او ثلاثة و امرأتين و لو شهد رجلان و أربع نسوة ثبت الجلد دون الرجم و لا يقبل رجل واحد مع النساء و ان كثرن و لو شهد اقلّ من أربعة حدّوا للفرية .
شرح
جهالت در حق او بدهيم [ مثلًا آدمى كه از مسائل و احكام شرعيه فاصله دارد ] اين ادّعا از وى پذيرفته شده و در نتيجه حدّ شرعى بر او جارى نمىشود .
5 - هرگاه مرد نابينائى با زن نامحرمى جماع كند باز قصه همين است يعنى چنانچه با علم و عمد چنين كرده حدّ شرعى بر او جارى مىشود و اگر مدعى شود كه جاهل بوده و حقيقت امر بر وى مشتبه شود و احتمال جهالت هم در حق وى داده شود باز حدّ از وى ساقط است [ تدرء الحدود بالشبهات ] .
6 - راههاى اثبات زنا : يكى از طرق اثبات آن اقرار است و آن به اينست كه مرد زانى يا زن زانيه چهار بار صريحاً اعتراف كند كه زنا كرده و يا زنا داده و اهليّت اقرار را هم دارا باشد يعنى شرائط فاقد بودن اقرار كه در كتاب اقرار گرفته آمد در وى جمع باشد در اين صورت زنا ثابت و حاكم شرع بايد حدّ را جارى كند .
يكى ديگر از راههاى اثبات زنا شهادت است يعنى چهار مرد عادل شهادت به زنا دهند يا سه مرد عادل و دو زن عادله شهادت دهند .
7 - در آينده خواهد آمد كه برخى از زناها حدّشان رجم و سنگسارى است و برخى حدّشان تازيانه و جلد است حال اگر به يكى از دو طريق فوق شهادت بر زنا باشد هم رجم و هم جلد ثابت مىشود .
ولى اگر دو مرد عادل به ضميمه چهار زن شهادت بر زنا دهند تازيانه ثابت مىشود ولى رجم ثابت نمىشود .
8 - با گواهى يك مرد عادل و گروهى از زنان تعدادشان در هر حدى كه باشد حدّ زنا ثابت نمىشود چون اين گواهى شرعاً بينه محسوب نمىشود .