تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
ان يكون المسلم قاعداً او اعلى منزلًا و الكافر قائماً أو اخفض و لا يلقن الخصم و لو بادر أحدهما بالدعوى قدمه فيها و لو ادّعيا دفعة سمع من الّذي على يمين خصمه فان اقر خصمه الزمه ان كان كاملًا مختاراً فان امتنع حبسه مع التماس خصمه و لو طلب المدعي اثبات حقه اثبته مع معرفته باسمه و نسبه او بعد معرفة عدلين او بالحلية و لو ادّعى الاعسار و ثبت انظره الحاكم و ان لم يثبت الزم بالبينة اذا عرف له مال او كان اصل الدعوى مالًا
شرح
2 - قاضى بايد عادلانه قضاوت كند و حق‌كشى و تبعيض روا ندارد . 3 - اگر طرفين دعوا يكى مسلمان و ديگرى كافر باشد قاضى مىتواند براى مسلمان پاره‌اى از امتيازات قائل شود از قبيل اينكه مسلمان را احترام بيشتر كرده و او را بنشاند و كافر ايستاده باشد و يا مسلمان را در جاى بهتر و بالاتر بنشاند . 4 - قاضى حق ندارد به يكى از طرفين دعوا يا هر دو تلقين كند و سخن در دهان آنها بگذارد و راه مخاصمه را بياموزد بلكه بايد بگذارد آنها حرفشان را بزنند . 5 - و اگر يكى از طرفين زودتر اقدام به سخن گفتن و دفاع از خويشتن نمود اجازه دهد تا وى ادعاى خود را به اتمام برساند پس آنگاه بدعوى ديگرى رسيدگى كند . 6 - اگر هر دو با هم شروع به سخن كردند بايد نخست از آنكه در سمت راست طرف ديگر قرار گرفته گوش كند و سخنان او را بشنود سپس از ديگرى . 7 - پس از طرح دعوا از سوى مدّعى اگر خصم وى يعنى طرف ديگر دعوا بر نفع رفيقش اعتراف نمود و گفت : رفيقش درست مىگويد در اين صورت حاكم شرع شخص اقراركننده را ملزم مىسازد به اينكه حقّ رفيق را بپردازد البته مشروط بر اينكه اقراركننده داراى شروط ذيل باشد : الف : عاقل باشد . ب : بالغ باشد ، ج : رشيد باشد ، د : مختار باشد در اين صورت است كه اقرار