تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 368
وقت القضاء و تعيين قوم للشهادة و الشفاعة الى الغريم في اسقاطه حقه . و يقضى الإمام بعلمه و غيره به في حقوق الناس و ان انتفى العلم مىباشند . 3 - مكروه است كه گروه خاصى را براى شهادت معين كند چون اگر مقصودش آن باشد كه گواهان غير اين گروه را نپذيرد در شرع چنين حقى به قاضى داده نشده بلكه مجبور است هر گواه عادل را قبول كند و مردم مجبور نيستند در گواه گرفتن از فرمان قاضى اطاعت كنند امّا اگر مقصودش اين باشد كه هر گواه عادلى را بپذيرد منتهى رسمى را بدون تزكيه و تعديل چون شرائط آنها بيشتر احراز شده و غير رسمى را با تزكيه و دقت اين بلا مانع است . 4 - مكروه است قاضى شفاعت كند كه يكى از طرفين دعوا از حق خود بگذرد و يا چيزى بكاهد . احكام قضاوت : 1 - اگر امام معصوم ( ع ) قضاوت را به عهده بگيرد همه جا مىتواند به علم و يقين خويش عمل كند چه در حقوق خداوند از قبيل اجراء حدود و چه در حقوق مردم اعمّ از مالى و جانى و امّا غير امام معصوم يعنى قاضى كه منصوب از طرف امام است يا فقيه جامع شرائط در دوران غيبت در باب حق اللَّه حق ندارد به علم خود عمل كند فى المثل يقين كرده كه فلانى زناكار است به صرف يقين نمىتواند او را حد زنا بزند بلكه بايد بدليل و بينه برايش ثابت شود ولى در حقوق الناس مىتواند به علم خويش عمل كند . [ البته اين جنيد فرموده در حق الناس هم حق ندارد به علم خويش عمل كند ] . 2 - در مواردى كه قاضى مىتواند به علم خود عمل كند اگر چنانچه علم به واقع دارد طبق آن قضاوت مىكند و اگر يقين ندارد نوبت به بينه مىرسد باز اگر دو