و امّا السهم فيدخل فيه السيف و الرمح و المعراض اذا خرق فيوكل ما يقتله احدهما اذا سمى المرسل و كان مسلما او بحكمه و لو قتل ما فيه حديدة معترضاً حلّ و لو قتل الكلب او السهم فرخا لم يحل و لو رماه به سهم فتردى من جبل او وقع فى الماء فمات لم يحل و لو قدس سره السيف بنصفين
شرح
هم بگويد ولى بدان معتقد نباشد كافى نيست .
2 - هرگاه شخصى سگ را بدنبال شكار بفرستند همان كس بايد بسم اللَّه را بر زبان آورد و بسم اللَّه گفتن ديگرى كفايت نمىكند و موجب حليت شكار نمىشود .
3 - و نيز اگر دو سگ در كشتن شكار دخيل باشند كه يكى سگ مسلمان و يكى سگ كافر باشد يا يكى سگ مسلمانى باشد كه بسم اللَّه گفته و ديگرى سگ كسى كه بسم اللَّه نگفته يا يكى سگ مسلمانى باشد كه قصد صيد داشته و ديگرى سگ غير قاصد در تمام اين صور شكار حلال نمىشود چون شرائط ستّهء مذكور مجتمع نيستند .
و امّا تير : تير در اينجا به معناى اعم كلمه عبارتست از هر حربه و آلتى كه قتاله باشد از قبيل شمشير - نيزه - كارد و . . . و حتى شرط نيست آهن باشد بلكه اگر شكارى با معراض كشته شود بهگونهاى كه معراض بدن او را به درد و پاره كند نيز حلال است [ معراض تيرى است كه از چوب مىتراشند و دو سر آن باريك و ميان آن پهن و چون به شكار مىافكنند ممكن است از نوك و گاه از پهنا به بدن شكار فرورود ] و بايد تيرانداز مسلمان باشد يا در حكم مسلمان و نيز بايد نام خدا را هم ببرد .
چند مسأله : 1 - اگر آلت آهنين تن حيوان را نشكافد و به پهنا به آن برخورد كند و بكشد نيز كافى و حلال است .