فللسابق ما له و نصف الآخر و الباقى و المحلل و لو فسد العقد فلا اجرة و لو كان العوض مستحقا فعلى الباذل مثله او قيمته و يحصل السبق بتقدم العنق او الكتد و لا يشترط ذكر المبادرة و المحاطة .
شرح
و نصف ديگر مال ديگرى است كه او هم سبقت گرفته و جايزه او به خودش بر مىگردد و اگر محلّل عقب بماند و آن دو تن با هم رسيدند هر كدام جايزه خود را استحقاق پيدا مىكنند .
3 - هر سه با هم برسند كه در اينجا مسابقه به عمل نيامده و جايزهها به صاحبانشان بر مىگردد همانند صورت دوم و در همه اين صورتها داور خود يكى از مسابقهدهندگان است اگر پيش نيفتد هيچ نمىبرد امّا اگر براى داورى اجيرش كرده باشند مزد خويش را مىبرد چه شركت در تاختن بكند يا نه و چه با شركت پيش افتد يا خير و اين مورد بحث نيست .
10 - اگر عقد مسابقه صحيح باشد برندهء مسابقه صاحب جايزه مىشود و اگر فاسد باشد اجرتى ثابت نيست .
11 - اگر عوضى كه تعيين كردهاند بعداً معلوم شود كه مال غير بوده بايد به مثل يا قيمت تلافى كنند .
12 - پيش افتادن اسبى از اسب ديگر به آن است كه گردن يكى جلوتر از ديگرى باشد و بعضى گويند آن برآمدگى كه ميان گردن و فقرات پشت است چون ممكن است گردن يك اسب درازتر از ديگرى باشد و دويدن به پا است نه به گردن و تشخيص از گردن آسانتر و دقيقتر است .
13 - در تيراندازى ذكر مبادرت و محاطه شرط نيست كه مبادرت يعنى هر كس جلوتر به هدف زد و محاطّه يعنى هر كس زيادتر تير به هدف زده باشد .