تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
الفصل الرابع فى الخلع و المباراة : و لا يقع الخلع بمجرده ما لم يتبع بالطلاق على قول و لا بدّ فيه من الفدية و هى مما يصح تملكه به شرط التعيين و اختيار المرأة و له ان يأخذ بازيد مما اعطاها و يشترط فى الخالع
شرح

( 38 و 39 - كتاب خلع و مبارات )

سى و هشتمين و سى و نهمين كتاب فقهى مورد بحث كتاب خلع و مبارات است . امّا خُلع : كلمهء خَلع به فتح خاء به معنى كندن آمده و بيرون كردن جامه از تن را نيز خلع گويند مثلًا مىگويند فلانى خلع لباس شد و در لسان العرب آمده خلع فلان دابّته يعنى رها كرد چهار پا را تا بچرد كلمهء خُلع به ضم خا اسم مصدر است و به معناى كنده شدن و بيرون شدن است و در اصطلاح فقها عبارت است از يك نوع طلاقى كه داراى خصوصيات ذيل است : 1 - داراى عوض است از سوى زوجه كه همان بذل مهر باشد . 2 - بايد عوض از امورى باشد كه مقصود عقلا است يعنى ماليت و بها دار باشد . 3 - و از ناحيه مرد اين صيغه لازم است يعنى وى ابتدا به ساكن حق رجوع ندارد مگر زن در بذل مهر رجوع كند و اين كلمه استعاره است يعنى چون قرآن فرموده : هن لباس لكم يعنى زنان شما لباس هستند براى شما گويا مردى كه طلاق خلع مىدهد اين لباس را مىكند و از تن بيرون مىآورد و در قرآن هم به اين نوع طلاق اشاره شده آنجا كه فرموده :فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِيعنى اگر زن و شوهر بيم آن دارند كه احكام الهى را به درستى انجام ندهند بر آنها باكى نيست كه
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 246 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى