بالكراهية و حضور شاهدين عدلين و تجريده عن شرط لا يقتضيه العقد و يبطل لو انتفت الكراهية منها و لا يملك الفدية و لها الرجوع فى الفدية ما دامت فى العدة و اذا رجعت كان له الرجوع فى البضع و الّا فلا و لا توارث بينهما فى العدّة
شرح
ب : مختار باشد پس طلاق خلع از مرد مكره و مجبور باطل است .
ج : قاصد باشد پس طلاق خلع ساهى و غافل و غالط باطل است .
8 - شرائط مختلعه : زنى كه بنوع طلاق خلع مطلقه مىشود بايد واجد شرايط ذيل باشد :
الف : اگر زن مدخول بها است بايد شرائط طلاق در خلع هم رعايت شود يعنى بايد خلع در اطهر غير مواقعه باشد ، بايد خالى از حيض و نفاس باشد البته در صورتى كه زوج حاضر باشد و زن هم حامله نباشد ، خلع غائب و زن آبستن در هر حال جائز است و نيز خلع زنى كه به سن حيض نرسيده يا يائسه شده و امكان حيض ندارد نيز در هر حال صحيح است .
9 - مختصات طلاق خلع : در طلاق خلع شرط است كه زن از مرد متنفر باشد امّا مرد متنفّر نباشد پس اگر بدون تنفر و با وجود ملائمت اخلاقى براى مصلحت ديگرى مالى بدهد و طلاق گيرد خلع نيست .
10 - در طلاق خلع نيز حضور دو شاهد عادل لازم است همانند طلاقهاى ديگر و قرآن فرموده :وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ« سورهء طلاق / 2 » .
11 - بايد صيغه خلع همانند صيغه طلاق خالى باشد از هر گونه قيد و شرطى غير از شروطى كه مقتضاى اطلاق عقد است كه آنها را آوردن مخلّ نيست چون نياورد هم در واقع وجود آنها معتبر است مثلًا اگر مرد بگويد : چنانچه از خانه بيرون روى تو را طلاق خلع دادم صحيح نيست ولى اگر بگويد : چنانچه در فديه و بذل رجوع كردم منهم در طلاق رجوع مىكنم صحيح است .