تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 247
التكليف و الاختيار و القصد و فى المرأة مع الدخول الطهر الذي لم يقربها فيه به جماع مع حضوره و انتفاء الحمل و امكان الحيض و اختصاصها زن فديه دهد يعنى براى طلاق . احكام طلاق خلع : 1 - خلع به تنهايى واقع نمىشود مگر بدنبال آن طلاق را بياورد يعنى مثلًا بگويد : خلعتك على كذا يا انت مختلعة على كذا و بدنبال آن فوراً بگويد : فانت طالق . 2 - در طلاق خلع ناگزير هستيم از فديه دادن يعنى مالى را زن بايد بعنوان عوض به مرد بدهد و گرنه طلاق بائن نبوده بلكه رجعى خواهد بود . 3 - و بايد فديه از امورى باشد كه شرعاً ماليت دارند و قابل تمليك هستند پس عوض قرار دادن شراب و خوك و . . . صحيح نيست . 4 - و بايد فديهاى كه مىدهد مال معينى باشد در حدّى كه عند الاختلاف بتوان به ظاهر كلام تمسك كرد . 5 - و بايد زن در پرداخت فديه مختار باشد چون در قرآن كريم نهى كرده از اينكه بر زن در معاشرت سختگيرى كنند تا ناچار شود چيزى ببخشد و خويش را رها كند و اگر اين گونه معامله كنند مالى را كه زن مىدهد بر مرد حرام است و طلاق رجعى مىشود . 6 - مرد حق دارد بيش از مبلغى را كه زن فديه مىدهد مطالبه كند . 7 - شرائط خالع : مردى كه همسرش را طلاق خلع مىدهد بايد داراى شرائط زير باشد : الف : مكلّف باشد يعنى بالغ و عاقل پس طلاق خلع از صبى و مجنون باطل است .