و لو بانت الفدية مستحقة قيل يبطل الخلع و لو بذلت الامة مع الاذن صح و بدونه تتبع به و لو كانت فدية المسلم خمراً فان اتبع بالطلاق كان رجعيا و لو خالعها على الف و لم يعين بطل و لو خالع على خل فبان خمراً صحّ و له بقدرة خلّ و لو طلق بفدية كان بائناً و ان تجرد عن لفظ
شرح
12 - اگر از ناحيهء زوجه كراهيت و تنفر از زوج نباشد طلاق خلع باطل بوده و مرد مالك عوض نمىشود .
13 - تا زمانى كه عدّه طلاق خلع باقى است زن حق دارد در فديه و عوضى كه داده رجوع كند و اگر زن رجوع كرد مرد هم متقابلًا حق دارد در طلاق رجوع كند امّا ابتدا به ساكن يعنى تا زن رجوع در بذل نكرده مرد حق رجوع در طلاق ندارد [ به نظر اهل سنت كه خلع را يك نوع معاوضه و دو انشاء معلق بر يكديگر مىدانند رجوع زن و مرد جايز نيست ] .
14 - از آن رهگذر كه طلاق خلع يك نوع طلاق بائن مىباشد پس در مدت عدّه هر يك از زن يا مرد بميرد ديگرى از او ارث نمىبرد .
15 - هرگاه بعداً معلوم شود كه مالى را كه زن فديه داده بود ملك غير بوده و بنا حق آن را فديه قرار داده بقولى طلاق خلع باطل مىشود يعنى به طلاق رجعى بازمىگردد و بعضى گويند خلع صحيح است و بايد عوض را از جاى ديگر بدهد و بذمّهاش مىآيد .
16 - هرگاه كنيز شوهر كرده با اذن مولايش چيزى به شوهر ببخشد تا طلاق بدهد صحيح است و اگر مولى اذن هم ندهد باز صحيح است امّا بر عهدهء مولى چيزى نيست بلكه هرگاه كنيز آزاد شد بايد خود بكوشد و عوض را بپردازد .
17 - هرگاه زن مسلمانى شراب يا خنزير را كه ماليت ندارند فديه طلاق خلع قرار دهد چنين بذلى باطل شده و اگر بدنبال صيغهء خلع جمله انت طالق را گفته باشند تبديل به طلاق رجعى مىشود و اگر نه به كلى فاسد و باطل مىگردد .